وضعیت نامطلوب کودکان در کردستان ایران

به گزارش زنان پیشاهنگ ایران، متاسفانه امروزه «کودکان و نوجوانانی» در جامعه ایران و دیگر کشورهای عقب مانده از چرخه توسعه  وجود دارند که به دلایل متعدد وارد چرخه اموزش نمی شوند و یا به علت هایی در مقطع تحصیلی بازمانده و از نظام تعلیم ، تربیت ، کلاس ومدرسه محروم میشوند، به گفته ی امارهای منتشره در سال 96 خورشیدی بیش از «1200» کودک بازمانده و ترک تحصیل کرده در کردستان ایران وجود داردکه این امار به نظر واقعی نیست و امارهای تکان دهنده ای از کودکان بازمانده از تحصیل وجود دارد که مسئولین مربوطه اجازه پخش انها را نمیدهند،این موضوع  هشداری جدی برای اینده این کودکان است،خانواده های زیادی هستند که به دلایلی اجازه تحصیل و یا ادامه تحصیل به فرزندان خود نمی دهد که این معضل بیشتر مربوط به مناطق روستایی و حاشیه شهرها است و بیشترین آمار در زمینه بازماندگان از تحصیل نیز مربوط به دختران است.

در این خصوص معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش استان  کردستان با بیان اینکه سال تحصیلی گذشته در مقطع متوسطه اول و دوم، فنی و حرفه ای و کاردانش بیش از» یک هزار نفر» بازمانده از تحصیل داشتیم، گفت: آمار کلی بازماندگان از تحصیل در سال جاری آبان ماه مشخص خواهد شد.

مهدی نامدار اظهار کرد: عمده آمار بازماندگان از تحصیل مربوط به شهرهای مرزی از جمله «مریوان،سرواباد، بانه و سقز و کلاترزان» است و دختران بیشترین آمار بازمانده از تحصیل در این مناطق را دارند

وی افزود: به طور کلی آمار بازماندگان از تحصیل در دوره متوسطه دوم و در شهرهای مرزی استان نگران کننده است و در این میان دختران زیادی هستند که با وجود علاقه به درس و تحصی دلایلی در ادامه راه از تحصیل باز می مانند.

وی همچنین خاطر نشان کرد وضعیت مرکز و شهرهای شرقی استان در این ارتباط زیاد جالب نیست ، اما شهرستان های»سقز، بانه، مریوان،سروآباد و کلاترزان» در خصوص ادامه تحصیل دختران با مشکل مواجه هستند، دختران این مناطق بدلایلی از جمله ازدواج زدو هنگام ، افکار مذهبی و سنتی خانواده ها،  نگهداری از افراد سالخورده و کودکان، خانه داری های به اجبارو همچنین صعب العبور بودن راه های روستایی و عدم وجود مدارس مقاطع بالاتردر محل سکونتشان از تحصیل باز میمانند.

براساس مشاهدات و آمارهای موجود بیشترین مشکلات در استان کردستان در زمینه باز ماندن از تحصیل، مشکل اقتصادی و بیکاری و فقر  است و درصد بسیار کمی مربوط به مشکلات فرهنگی است،عمده این کودکان بازمانده از تحصیل مربوط به شهرهای مرزی استان است که بدلایلی از جمله فقر اقتصادی، بی سرپرستی و یا بدسرپرست بودن از همان دوران ابتدایی ترک تحصیل کرده اند.

در دنیای مدرن امروز و با روند تکنولوژی و پیشرفت های علمی که در سطح جامعه مشاهده می شود باز ماندن از تحصیل و وارد نشدن به چرخه آموزش، آسیبی جبران ناپذیر بر پیکره جامعه می زند چون ممکن است این افراد در آینده با آسیب های اجتماعی زیادی مواجه شوند.

وجود کودکان کار

کودکان کار و خیابان به دلیل موقعیت اجتماعی خود باید از حمایت بیشتری از سوی جامعه برخوردار شوند، البته که کردستان نیز از کودکان کار تهی نیست این کودکان به‌ دلیل‌ کم‌ سن‌ و سال‌ بودن‌ و عدم‌ نظارت‌ دستگاه‌ها در بسیاری‌ از موارد استثمار شده‌ و بر اساس‌ ارزش‌ واقعی‌ کار خود حقوق‌ دریافت‌نمی‌کننددرکردستان آمار دقیقی از تعداد کودکانی که در بخش های مختلف کار می کنند در دسترس نیست ولی برخی امارهای غیر رسمی تعداد این کودکان را بیشتر از»10″ هزار نفر برآورد کرده اند. از این تعداد نیمی کار ثابت دارند و به صورت تمام وقت کار میکنند. نیمی دیگر به عنوان کارگر فصلی در کوره پز خانه های آجر پزی و قالیبافی ها مشغول کار هستند.در مجموع ۸۰ درصد کودکان خیابانی، کودکان کار هستند که به علت فقر اقتصادی خانواده‌ها، مجبور به کار در خیابان هستند و بیشتر آنها در شهرهای «سقز،بانه، مریوان، و شهرهای استان کرمانشاه،به سر می‌برند.

۹۰درصد این کودکان دارای والدین هستند، ۸۰ درصدشان مهاجرند که ۴۲ درصد آنها از روستاها و شهرهای دیگرآمده‌اند و از نظر جنسیت نیز ۷۸ درصد آنها مذکر و در فاصله» ۵ تا ۱۸» سالگی قرار دارند.

مسأله کار کودکان عمدتاً با فقر خانواده ها در ارتباط است؛ کودکان خانواده های کم درآمد و بی بضاعت ناگزیرند که یا با شرکت در کارهای دسته جمعی و یایافتن کاری در خارج از منزل به نحوی در افزایش درآمد خانواده تأثیر گذار باشند.

فقر خانواده ها یکی از جنبه های عقب ماندگی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی است که امروزه گریبانگیر بسیاری از جوامع و کشورها شده است. عامل عمده ی دیگری که موجب روی آوردن کودکان به بازار کار می باشد، فقدان یا نامطلوب بودن مراکز آموزشی و یا دور بودن این مراکز از محل زندگی کودکان است.

این امر خود ناشی از نارساییهایی است که در تعمیم قوانین مربوط به حمایت و آموزش کودکان و همچنین، در امر نظارت برابری قوانین، وجود دارد و دیگر اینکه اشتغال به کار کودکان با افزایش بحران اقتصادی، معضلات اجتماعی، اعتیاد، طلاق، مهاجرت روستاییان به شهر ها، بیکاری و… که حاصل توزیع نابرابر ثروت و شکاف روزافزون طبقاتی هستند، نسبت مستقیم دارد؛ چرا که با وخیم شدن وضعیت خانواده ها از لحاظ اجتماعی و اقتصادی، بخشی از بار سنگین تأمین درآمد خانواده ها روی شانه های نحیف کودکان سنگینی می کند و هزاران کودک به رغم میل باطنی و به علت فقر خانواده هایشان در چرخه زودرس کار و تلاش جانفرسا قرار گرفته و نان آوران کوچک خانواده ها می شوند. و البته علل این نابسامانی را باید در سیاست های اقتصادی و اجتماعی اتخاذ شده جست وجو کرد.

تهیه و گرد اوری: فرانک الماسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s