در
20171126_191606
به گزارش زنان پیشاهنگ نقل از رکناِ ؛ دو پسر جوان که دختران را به‌عنوان مسافر سوار خودرویشان کرده و مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند پس از یک بار محاکمه، با حکم دیوان عالی کشور، برای تعیین مجازات سنگین تری پای میز محاکمه رفتند. رسیدگی به این پرونده از بهمن سال گذشته و با شکایت چند دختر جوان در دستور کار پلیس قرار گرفت. قربانیان مدعی بودند در میدان آزادی سوار خودروی پراید مسافرکشی با شیشه دودی شده‌اند و در بزرگراه آزادگان از سوی راننده و سرنشین دیگر خودرو مورد آزار قرار گرفته‌اند. با دستگیری متهمان پرونده و تکمیل تحقیقات، دو متهم به نام «فریدون» و «سیامک» دو ماه قبل در دادگاه کیفری محاکمه شده و قضات هر یک از آنها را به 15 سال حبس محکوم کردند اما این حکم از سوی قضات دیوانعالی شکسته شد چون آنها خواستار مجازات سنگین تری برای متهمان بودند. به این ترتیب پرونده بار دیگر به شعبه هشتم فرستاده شد و دو پسر جوان در برابر قضات شعبه به ریاست قاضی اصغرزاده و با حضور قاضی توکلی مدعی شدند متنبه شده و تقاضای عفو و بخشش کردند. در پایان این جلسه قضات وارد شور شدند تا با توجه به مدارک موجود در پرونده حکم مناسبی برای آنها صادر کنند. گفتگو با مرتضی متهم ردیف اول اسمت چیه و چند سالته؟ مرتضی، 22 سالمه. ا زدواج کردی؟ خیر. چند تا خواهر و برادر داری؟ یک خواهر دارم که 26 ساله است. شغلت چیست؟ یخچال تعمیر می کنم. چقدر درآمد داری؟ ماهی یک میلیون تومان. خواهر شما مجرد است؟ خیر، نامزد دارد. به چه جرمی دستگیر شدی؟ تجاوز. چند بار تجاوز کردی؟ 2 مورد، اولی آزار واذیت بود دومی تجاوز. توضیح بده چطور این کار را انجام دادی؟ من به همراه یکی از دوستانم با ماشین از میدان آزادی به مقصد یافت آباد خانمی را به عنوان مسافر سوار کردیم و در حین رانندگی تغییر مسیرداد که خانم از من دلیل این کاررا پرسید که گفتم می خواهم بنزین بزنم از پمپ بنزین که رد شدم فهمید که کاسه ای زیر نیم کاسه است و شروع به گریه کردن کرد و گفت من نامزد دارم و حتی انگشتر خود را درآورد و به من داد. مسیرم را ادامه دادم و در کنار جاده ای خلوت کنار زدم و خودم تنهایی به آن دختر تجاوز کردم. با این که گفت نامزد داردم باز شما از این کار منصرف نشدی؟ اشتباه کردم. شما گفتی که یک خواهر داری که نامزد دارد اگر کسی با خانواده خودتان این کار زشت را انجام می داد چه می کردی؟ نمی دانم. ولی می دانم که زندگی خواهرخراب می شد. شما نگران زندگی آن خانم نبودید؟ (در حالی که گریه می کند به جواب سوال پاسخ نمی دهد) تا حالا با دختری در ارتباط بودی؟ دوستی نداشتم اما 2 بار به خانه فساد رفتم. اگر دستگیر نمی شدی این کار را ادامه می داد؟ بله. از حکم این کار باخبر بودی؟ خیر، نمی دانستم جرمش اعدام است. از وقتی که به زندان افتاده ام توبه کردم و نمازمی خوانم. خانواده ات به دیدن شما آمده اند؟ یک بار برای پاسخ به برخی سوالات آمده اند ولی برای دیدن من خیر. حرف آخر؟ می خواهم یک فرصت دیگر به من بدهند تا زندگی تازه ای را شروع کنم. گفتگو با مهدی دیگر متهم پرونده اسمت چیه وچند سالته؟ مهدی، 24 سالمه میزان تحصلاتت تا چه حدی است؟ سیکل دارم. ازدواج کردی؟ بله، یک پسر 4 ساله ام دارم. شغلت چه بود؟ کارمند دولت بودم. چقدر درآمد داشتی؟ یک میلیون و هشتصد هزار تومان. شما که زن وبچه دارید چرا این کار را انجام دادی؟ اشتباه کردم. شما بار دوم همراه مرتضی بودید توضیح بده چطور تجاوز کردید؟ میدان آزادی خانمی را سوار کردیم و من هم صندلی عقب نشسته بودم به خاطر اینکه شیشه های عقب دودی بود مسافرانی که جلو می نشستند من را نمی دیدند و دوباره مرتضی تغییر مسیر داد و خانم اعتراض کرد و من هم صندلی را از عقب خواباندم و دیگر خانم نتوانست کاری کند ومن اول تجاوز کردم و بعد مرتضی. لحظه تجاوز به همسر و بچه ات فکر نکردی؟ اگر فکر کرده بودم که این کار را انجام نمی دادم. اگرهمسرتان به شما خیانت کند چه کار می کنی؟ همسر را می کشتم. آن وقت همسرتان شما را به قتل برساند ایرادی ندارد؟ خیر، ایراد ندارد. تکلیف پسرتان چه می شود؟ (وقت گریه می کند) حرفی داری به خانواده ات بگی؟ حرفی ندارم. ناموس را برای من تعریف کن؟ کسی که حاضر باشی هرچه داری به او بدهی حتی زندگی ات را. برخی از رسانه ها شما را خفاش شب معرفی کرده اند خفاش شب را می شناسید؟ خیر. من خفاش شب را نمی شناسم روزنامه ها زیاده روی کرده اند. برمبنای این کاری که انجام دادی باید چه اسمی روی شما بگذارند؟ دزد ناموس همین. قربانی اول که نامزد هم داشت کلی اعتراض و گریه کرد اما مرتضی رهایش نکرد! خانوده ات را ببینی چه چیز به آنها می گویی؟ اگر فرصتی نباشد به زنم می گویم برود دنبال زندگی اش. فرصت می خواهی؟ نمی شود! یک فرصت به من بدهند. خودت چه دارخواستی داری؟ می خواهم یک بار دیگر برگردم پیش زن و بچه ام و آنها را به مسافرت زیارتی ببرم. حرف آخر؟ می خواهم مرا ببخشند و یک بار دیگر به من فرصت زندگی بدهند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s