یک وزیر هندی: مردان با زنانی که شلوار جین می‌پوشند ازدواج نمی‌کنند!

 

وزیر توسعه منابع انسانی هند که پیشتر هم اظهارنظرهای او جنجالی شده بود در جدیدترین سخنرانی‌اش بین دانش‌آموزان گفت: زنانی که امیدوار هستند فردی پیدا شود تا بتوانند با او ازدواج کنند باید از پوشیدن شلوار جین خودداری کنند.

به نقل از ایندیپندنت؛ ساتیاپال سینگ گفت: هیچکس آمادگی این را ندارد که با دختری ازدواج کند که شلوار جین می‌پوشد!

وزیر توسعه منابع انسانی هند همچنین معتقد است پوشیدن شلوار جین برای مردانی که در گروه‌های مذهبی مقام دارند نامناسب است.

عربستان به زنان اجازه راندن کامیون و موتور را هم داد!

 

مسؤولان عربستانی اعلام کردند که زنان در این کشور می‌توانند همانند مردان برای اخذ گواهینامه رانندگی موتورسیکلت و کامیون اقدام کرده و موتور سیکلت و کامیون نیز برانند.

به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی، اداره راهنمایی و رانندگی و فرماندهی نیروهای امنیت جاده‌ها در عربستان اعلام کرد، زنان در این کشور می‌توانند کامیون و موتور سیکلت نیز برانند و صدور این مجوز مطابق با دستورات راهنمایی و رانندگی بوده و لایحه اجرایی آن برای زنان و مردان برابر است.

طبق بیانیه منتشر شده از سوی اداره راهنمایی و رانندگی عربستان، زنان به زودی می‌توانند با رعایت شروط لازم برای رانندگی کامیون و موتورسیکلت که در آیین‌نامه ذکر شده و در حال حاضر برای مردان اجرا می‌شود، کامیون و موتور سیکلت نیز برانند.

این اداره توضیح داد، ۱۸ سال تمام شرط اخذ گواهینامه ویژه رانندگی و گواهینامه موتورسیکلت و ۲۰ سال تمام شرط اخذ گواهینامه عمومی و وسایل نقلیه عمومی است و غیر از اینها کسانی که ۱۷ سال دارند می‌توانند اقدام به اخذ یک گواهینامه موقت یک ساله کنند.

فرماندهی نیروهای امنیت جاده‌ها در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا زنان می‌توانند در مراکز کنترل امنیتی (مراکز ایست بازرسی) وابسته به امنیت جاده‌ها ایفای نقش کنند، گفت: هیچ مانعی در این زمینه وجود ندارد و ما تجربیات قبلی در زمینه انعقاد قرارداد با تعدادی از زنان برای کار در مراکز کنترل امنیتی در ورودی‌های پایتخت دینی کشور در جریان موسم حج داشته‌ایم.

این فرماندهی افزود: فعالیت نیروی زن در مراکز ایست بازرسی و مراکز گشت‌زنی‌ها برای برخورد با متخلفین و استفاده‌کنندگان جاده‌ها طبق مقتضیات شرایط خواهد بود و هیچ مانعی وجود ندارد وظایف نظامی بعد از آموزش، آماده‌سازی و افزایش توانمندی نیروهای زن تغییر کند.

عربستان در اواخر سپتامبر گذشته به زنان اجازه رانندگی داد و قرار است اجرای این طرح از سال آتی میلادی آغاز شود.

سلمان بن عبد العزیز، پادشاه عربستان در حکمی خطاب به وزیر کشور با اشاره به پیامدهای منفی عدم صدور مجوز رانندگی برای زنان و پیامدهای مثبت صدور مجوزی دستور داد، احکام مربوط به راهنمایی و رانندگی و لایحه اجرایی آن از جمله صدور مجوز رانندگی برای زنان و مردان به صورت برابر اجرا شوند.

تازه داماد دختر 10 ساله را دزدی به آپاتمانش در ازگل تهران برد / فریادهای دلخراش در اسارتگاه 

رکنا: تازه داماد هیولا صفت که دختر 10 ساله‌ای را باهمدستی یک زن ربوده و او را به آپارتمانی در هشتمین طبقه یک برج مسکونی در محله ازگل کشانده بود دست و پا و دهان طعمه‌اش را بست.

بعدهم در فضای اسرارآمیز آپارتمان و در میان چندین دوربین مداربسته او را روی زمین انداخت و دو شبانه روز از طریق چشم‌های الکترونیکی دوربین‌ها، این اسیر خردسال را تحت نظر داشت. اما دخترک باهوش درفرصتی مناسب، دست وپایش را ازبندها نجات داده و در غیاب زندانبان بی رحمش، خود را پای پنجره آپارتمان رساند و با گریه و فریاد از رهگذران تقاضای کمک کرد.

با گذشت دو شبانه روز از اسارت دخترک، رهگذرانی که از پای برج مسکونی می‌گذشتند، با دیدن این صحنه خیلی سریع با پلیس  تماس گرفتند.دقایقی بعد مأموران پلیس 110 جریان را به کلانتری محل گزارش دادند و بلافاصله تیمی ازمأموران به محل شتافتند و همراه با امدادگران سازمان آتش‌نشانی، «اسماء» را نجات دادند.

در بازبینی محل نگهداری دخترک، کارآگاهان مشاهده کردند که آدم ربا یکی از اتاق‌های خواب را به دوربین‌های مداربسته مجهز کرده و دختربچه را با دهان، دست و پاهای بسته با نوار چسب در این محل نگهداری می‌کرد و او را دو شبانه روز تحت نظر داشت. کارآگاهان در جریان تحقیق پی بردند مالک خانه مردی 40 ساله به‌نام امیررضا است که حدود 2 ماه قبل با زن جوانی به نام فتانه ازدواج کرده و در این آپارتمان ساکن شده‌اند. این زن به علت اعتیاد شوهرش به مواد مخدر  و اختلاف‌های خانوادگی، همسرش را ترک کرده و به خانه پدرش رفته بود و امیررضا به تنهایی زندگی می‌کرد.

در ادامه تحقیقات کارآگاهان دریافتند امیر رضا قبل از ازدواج در محله مشیریه تهران ساکن و کارگر بازار  گل بوده و پس از ازدواج ضمن اجاره یک آپارتمان مسکونی در محله ازگل به این مکان نقل مکان کرده است. با تجمیع اطلاعات به دست آمده و اقدامات ویژه پلیسی – اطلاعاتی، مأموران موفق شدند متهم را روزیکشنبه بیست و ششم شهریور در حالی که با خودرو شاسی بلند خود در یکی از خیابان‌های محله مشیریه در تردد بود شناسایی و در اقدامی ضربتی دستگیرش کنند. بعد هم او را برای تحقیقات فنی به اداره 11 پلیس آگاهی منتقل کردند.در تحقیقات صورت گرفته مشخص شد نامبرده با یکی از همسایگان قدیمی خود در جنوب تهران، دختر 10 ساله را ربوده است. با به دست آمدن آدرس محل سکونت این تبهکار، وی نیز در یک عملیات ضربتی دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد.

یک چهارم کودکان عربستان در معرض آزار جنسی قرار دارند

یک چهارم کودکان عربستان درمعرض آزار جنسی قرار دارند
زنان پیشاهنگ نقل از شبکه خبری العالم
مطالعات نشان می دهند که یک چهارم کودکان عربستان در معرض آزار و اذیت جنسی قرار دارند و 90 درصد از عاملان آن نیز افراد آشنا هستند.

به گزارش پایگاه شبکه خبری العالم، ریم العسیری استاد رشته آموزشهای مهد کودک در دانشگاه ملک خالد به پدران و مادران هشدار داد که کودکان خود را با راننده تنها نگذارند؛ زیرا این امر آنها را در معرض خطر و احتمال آزار و اذیت جنسی و یا ضرب و شتم راننده قرار می دهد که اتباع خارجی هستند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: مطالعات نشان می دهد خانواده ها نود درصد از عاملان آزار جنسی کودکان را می شناسند. مرکز»امیر جلوی بن مساعد» برای رشد کودک، میزان اعلام شده تجاوز جنسی را بالغ بر 5.22درصد عنوان کرده است؛ بدین معنا که از مجموع چهار کودک، یک کودک در معرض آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد که این امر نشان می دهد آزار و اذیت جنسی به یک پدیده تبدیل شده است.

وی افزود: یکی از مهمترین علل گسترش تجاوز به کودکان، مساله گسترش ابتذال با تمام اشکال آن به همراه انحطاط ارزشها و تعدد راههای ارتباط است که ممکن است کودک را با آزار جنسی مواجه کند. ممکن است کودک – در حالی که در حال گفتگو و یا مشغول بازی های چند نفره در شبکه اینترنت است- مورد آزار و اذیت لفظی قرار گیرد. وسایل ارتباط جمعی در جلب توجه مربیان به این پدیده سهیم بوده است.

استاد دانشگاه ملک خالد اظهار داشت: تنها کودکان در معرض تجاوز جنسی قرار ندارند بلکه زنان و معلولان نیز با چنین پدیده ای مواجه هستند.

ماجرای یک کودک آزاری دردناک

7cc899c183280ce229a3f5a93fe81e71_XL
زنان پیشاهنگ ساعت 11 صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می‌ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخوابد.بازگشتم و کنارش نشستم. دستش را گرفتم و از او خواستم که از حال بدش برایم بگوید که یکدفعه با صدای بلند گریه‌اش را ادامه داد در حالی که می‌گفت کاش خودم شب‌ها به خانه مردم می‌رفتم ولی این بلا سر دخترم نمی‌آمد.
مریم دشتی

کمی آرامش کردم و خواستم ماجرا را کامل برایم بگوید تا بتوانم کمکش کنم.آرام‌تر شده بود. با اشک‌هایی که می‌ریخت شروع کرد:

«…ازدواج اولم به خواست پدرم بود.پدرم اعتیاد داشت. کارگر روزمزدی بود که خرج مادر و چند برادر و خواهرم را به زور می‌داد. هشت سال پیش به خاطر پدرم و اینکه باری از دوش هزینه‌های خانواده کم کنم با مردی که 15 سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم. مرد بدی نبود. علاقه‌ای بینمان نبود، فقط زن و شوهر بودیم ولی آزاری هم به من نمی‌رساند. راننده کامیون بود. دو سال بعد از ازدواجمان در یکی از همین سفر‌های جاده‌ای‌اش در یک دره سقوط کرد و مرد. دوستش نداشتم اما تکیه گاه زندگی‌ام بود. بدون او نمی‌دانستم چطور باید زندگی‌ام را بچرخانم.

چند مدت دنبال کار می‌گشتم. کار درست و حسابی گیر نمی‌آمد. به خانه‌های مردم می‌رفتم و کار می‌کردم تا بتوانم خرج خودم و دو بچه دیگرم را در بیاورم. حقوق کمی می‌دادند ولی به خاطر هزینه‌ها مجبور بودم. چند سال خرج زندگی‌ام را به هر سختی بود فراهم کردم، تا اینکه به خاطر درد کمر دیگر نتوانستم به کار کردن ادامه دهم.

آن چند سال دو خواستگار داشتم اما نمی‌خواستم بچه هایم زیر دست ناپدری بزرگ شوند، اما از وقتی که بیکار شدم دیگر درآمدی نداشتم که هزینه‌ها را بپردازم. از طرف دیگر هم در خانه‌ای قبلاً کار می‌کردم که برادر صاحبخانه با اینکه می‌دانست دو بچه دارم به من پیشنهاد ازدواج داده بود. اظهار محبت می‌کرد و می‌گفت من از تو خوشم آمده و می‌خواهم تو را داشته باشم. دلایلم را برای ازدواج نکردن به او گفتم و این طور جوابم را داد که اول ازدواج موقتی می‌کنیم، اگر تو از من خوشت نیامد که مدتش تمام می‌شود و هر کس زندگی خودش را در پیش می‌گیرد، اگر هم که دوست داشتی بعد از آن می‌توانیم ازدواج دائم کنیم.

آن موقع پیشنهادش را قبول نکردم. نمی‌توانستم این طور زندگی کردن را قبول کنم اما این بار وضعیت فرق داشت باید به پیشنهادش فکر می‌کردم. پای آینده بچه هایم در میان بود.
بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم، با او تماس گرفتم و گفتم به پیشنهادش فکر کرده‌ام و نظرم مثبت است که‌ ای کاش زبانم لال می‌شد.

خیلی زود به محضر رفتیم، صیغه ازدواج دائم خواندیم. با بچه‌ها خیلی خوب رفتار می‌کرد اما گه‌گاهی خودم را مورد آزار قرار می‌داد و کتک می‌زد ولی به خاطر بچه‌هایم تحمل می‌کردم و چیزی نمی‌گفتم. بعد از مرگ شوهر اولم تقریباً خواب راحتی نداشتم، شب‌ها را با آرامبخش می‌خوابیدم و به خاطر درد کمرم مسکن‌های قوی می‌خوردم. داروهایم را گه‌گاهی همسرم می‌گرفت. چند بار متوجه شدم که متفاوت از دارو‌های قبلی‌ام است و می‌گفت دکتر داروخانه گفت این‌ها قوی ترند و ضرر کمتری دارند.

در همان مدت بود که وقتی دختر کوچکم را حمام می‌بردم چند بار جای کبودی روی قسمت‌های مختلف بدنش دیدم. اوایل فکر می‌کردم که هنگام بازی زمین خورده است. چند باری هم که از دخترم می‌پرسیدم می‌گفت نمی‌دانم. همسرم مدام خانه نمی‌آمد تقریباً چند شب در هفته می‌آمد و بقیه شب‌ها را به خانه پدرش می‌رفت. کمی بعد متوجه شدم که کبودی‌های بدن دخترم وقتی ظاهر می‌شود که همسرم به خانه می‌آید…»

لیوان آبی برایش ریختم و کمی از آن خورد در حالی که همه بدنش می‌لرزید با گریه و سوزی عمیق ادامه داد:

«…اول فکر کردم کتکش می‌زند، اما همه روز می‌دیدم که از گل نازک تر چیزی به فرزند‌هایم نمی‌گوید.یک شب که به خانه آمد قرص‌هایم را داد و من هم وانمود کردم قرص‌هایم را خورده‌ام و خودم را به خواب زدم، یک ساعت بعد بلند شد و سمت اتاق دخترم رفت. متوجه سر و صدا‌های دخترم شدم و همسرم که به او می‌گفت اگر ساکت نباشی مادرت را می‌کشم.

می دانستم اگر سر وقتش بروم بلایی سر خودم یا بچه هایم می‌آورد. صدایش زدم و گفتم اگر در آشپزخانه است برایم آب بیاورد. آن شب را تا صبح که برود هر طور شد در اتاق خودمان نگهش داشتم.قرار بود فردا شب‌اش هم به خانه بیاید. صبح روزی که رفت پسرم را خانه مادرم گذاشتم و خودم و دخترم هم به اداره آگاهی رفتیم و شکایت کردم. به پیشنهاد خانم مددکاری که آنجا بود دخترم را آوردم این جا، شاید شما بتوانید کمکش کنید دختر بیچاره‌ام به خاطر عشقش به من هیچ نمی‌گفت…»و باز با صدای بلند گریه می‌کند چند روز بعد همان مددکار را دیدم و پیگیر جریان این دختر و مادرش شدم. همسرش اعتراف کرده بود که شب‌ها وقتی زنش می‌خوابیده سراغ دختر هشت ساله می‌رفته و با کتک و تهدید به او تجاوز می‌کرده است.

به برادر بزرگتر هم که 10 سال داشته در آب میوه‌ای که می‌داده قرص می‌ریخته تا کسی متوجه سر و صدای دختربچه نشود.

حالا مادر مانده بود و کوهی از غم‌های زندگی که چطور دخترک معصوم هشت ساله‌اش را با آن همه ترس و وحشت به زندگی بازگرداند. از کیس های متنوع دادگاه‌های کیفری گرفته تا پرونده‌های مطب‌های روانشناسان و روانپزشکان، بخش عمده موضوعات را آزار و اذیت جنسی و تجاوز به افراد بالغ و نابالغ تشکیل می‌دهد.

در کشور‌های مختلف جهان توسط افراد متفاوت، تعاریف گوناگونی برای تجاوز جنسی معین شده است، به‌طور عام تجاوز جنسی به معنای نزدیکی جنسی با شخصی است که رضایت ندارد. با وجود تعاریف مختلف آنچه عمدتاً در متون قضایی دیده می‌شود، تجاوز را عملی دانسته‌اند که قانون مجازات اسلامی ما تحت عنوان زنای به عنف تعریف کرده است.
نظریه دقیقی اکنون برای انگیزه‌های تجاوز وجود ندارد اما می‌توان عواملی مثل خشم، میل به قدرت، دیگر آزاری، ارضای جنسی و فشار‌های تکاملی را در نظر گرفت.

درست است که تجاوز یک حمله فیزیکی است اما از اثرات روحی و دیگر اثراتی که مخل زندگی این افراد هستند، نباید غافل شد. در نیمی از قربانیان تجاوز عواملی مثل زوال شخصیت، اضطراب، دوری از جمع، بازبینی خاطرات پس از تجاوز در خاطرات یا کابوس‌ها و… تا چند ماه ادامه دارد.برای جلوگیری از پیش آمدن چنین حوادثی می‌توان به سختگیری‌های قانونگذار و قانون مجازات اسلامی اشاره کرد.

در ماده 224 قانون مجازات اسلامی، مجازات تجاوز به عنف را اعدام دانسته است. شخص متجاوز فقط با شهادت گواهان محکوم نمی‌شود بلکه برای اثبات نیاز به مدارکی مثل اثبات دخول(توسط پزشکی قانونی)، هویت متجاوز و اثبات عدم رضایت شخص نیز دارد.حت عنوان جرایم مستوجب حد(زنا، تفخیذ، مساحقه) پیگیری می‌شود یا تحت عنوان رابطه نامشروع مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در این میان اگر یک طرف کودک باشد طبق تبصره 2 ماده 221 قانون مجازات اسلامی مجازات نمی‌شود اما در مجازات کسی که تجاوز کرده قانونگذار تفاوتی قائل نشده و در ماده 224 قانون مذکور ارتکاب این عمل با دختر نابالغ را در حکم زنای به عنف جرم انگاری کرده است.اما بحث آزار و اذیت جنسی کودکان را قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مورد بررسی و تعریف قرار داده است. ماده 4 قانون فوق الذکر هرگونه صدمه و آزار و اذیت و شکنجه جسمی و روحی کودکان را ممنوع دانسته و مرتکبین را به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس یا 10 میلیون ریال جزای نقدی محکوم دانسته است.

جرایم بالا از جرایم عمومی بوده و بدون نیاز به شاکی خصوصی در دادگاه‌ها پیگیری می‌شود. دادگاه‌های رسیدگی‌کننده به جرایم منافی عفت مطابق ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری به تشخیص دادگاه علنی نیست.

قانونگذار عنوان تجاوز را برای زن و مردی که علقه زوجیت ندارند در نظر گرفته است فلذا تجاوز زن به شوهر معنایی ندارد اما به این معنا هم نیست که زن بی‌دفاع و مورد ظلم قرار می‌گیرد. قانون مدنی در این باره دو راهکار ارائه داده است؛ یکی اینکه در ماده 1115 اشعار داشته است که هر گاه سکونت در خانه زوج متضمن خوف ضرر بدنی برای زوجه باشد، زن می‌تواند بدون طلاق، مسکن جداگانه‌ای بگیرد و آنجا زندگی کند ضمن اینکه نفقه و هزینه‌هایش هم برعهده شوهر است.

راهکار دوم را قانونگذار در ماده 1130 قانون مدنی آورده است. به محض انعقاد عقد نکاح حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر شکل می‌گیرد. این تکالیف را قانونگذار به‌طور عرفی قبول می‌کند. در مسأله تمکین خاص یا همان رابطه زناشویی، طرفین بدون رضایت نمی‌توانند از حدود عادی خارج شوند. در صورت خروج مرد به طور مستمراز این عرف می‌توان آن را در قالب عسر و حرج زوجه، مستمسکی برای طلاق قرار داد و قاضی حکم طلاق صادر نماید.در صورت آسیب بدنی نیز زن می‌تواند در دادگاه کیفری طرح شکایت و مطالبه دیه کند.لازم به ذکر است که تمامی مطالب بالا باید در دادگاه صالحه ابتدا به اثبات برسند سپس احکام بالا در مورد آنها جاری است.

دام شیطانی برای زن جوان

20171205_173248
پسر جوان در اقدامی وحشیانه به بهانه کمک، زن جوان را تا خانه اش همراهی کرد و در یک حمله برق آسا نقشه تجاوز شیطانی اش را به اجرا رساند.. در این حمله ناجوانمردانه که حدود ساعت 6 صبح اتفاق افتاد، «کیا گریسولی» 23 ساله با دیدن زن تنهایی که از سفر بازگشته بود به طرفش رفت و به بهانه کمک و با حرف‌های فریبنده به او نزدیک شد. زن فریب خورده نیز به تصور اینکه او یک جوانمرد است قبول کرد تا برای انتقال چمدان هایش به او کمک کند. اما دقایقی بعد که آنها به خانه رسیدند، پسرجوان در هجومی رعدآسا دهان زن جوان را گرفت و او را به داخل کشاند. این شیطان صفت بی‌توجه به التماس‌های طعمه‌اش او را مورد تجاوز قرارداد و بعد هم گریخت. پس از اعلام شکایت قربانی ماجرا، مأموران پلیس وارد عمل شده و با استفاده از اطلاعاتی که زن جوان در اختیارشان قرارداده بود و همچنین تصاویر دوربین‌های مداربسته، خیلی سریع، جوان تبهکار را دستگیر کردند.

راز سیاه لخت کردن دانش آموزان دختر از سوی معلم در کلاس

Richard Hilary court case
زنان پیشاهنگ : راز آزار و اذیت های دختران یک مدرسه از سوی معلم شیطان صفت پس از 47 سال با ارسال یادداشت های بعضی از این دانش آموزها فاش شد. به گزارش رسانه‌های انگلیس، «ریچارد هیلاری» 67 ساله که سال‌ها معلم دختران نوجوان درمدارس شهر «همپشایر» بود متهم است در فاصله سال‌های 1970 تا 1980، دختران 11 تا 15 ساله مدارس محل فعالیتش را پس از آزار و اذیت، مجبور به عریان شدن در برابر دوربینش که در کلاس نصب کرده بود، است. در حالی که این تبهکارمدتی بعد و با شکایت والدین چند نفر از دختران دانش‌آموز بازداشت شده و تحت بازجویی قرارگرفته بود اما به‌دلیل انکار جرایمش و کافی نبودن مدارک و مستندات موفق به فرار Escape از چنگال عدالت شده بود. تا اینکه با گذشت بیش از چهار دهه از آن روزهای شوم، ارسال یادداشت‌های روزانه تعدادی از قربانیانش برای پلیس، مأموران را به‌ سرنخ‌های طلایی رساند و آنها در اقدامی غافلگیرانه وارد خانه متهم شده و موفق به کشف اسناد و مدارکی شدند که به روباه پیر اجازه فرار دوباره نداد. این تبهکارکه چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت سرانجام در دادگاه اعتراف کرد و با حکم قاضی به 15 سال زندان محکوم شد. آلبوم تصاویر غیراخلاقی معلم مرد مدرسه‌ای در شهر «همپشایر» انگلیس پس از حدود 47 سال با بازخوانی یادداشت‌های روزانه قربانیانش فاش شد.

اعدام مرد شیطان صفت با شکایت شیدا ۱۵ ساله

20171205_035444
به گزارش زنان پیشاهنگ نقل از رکنا : مجرم سابقه دار که به اتهام آزار دختر جوان تحت تعقیب پلیس بود روزی که همدستش به جرم آزار شیطانی همان دختر به دار مجازات آویخته شده بود در دام پلیس گرفتار شد. اواسط پاییز سال 92 دختر 15ساله به نام شیدا همراه پدر و مادرش به پلیس آگاهی رفت و گفت که از سوی دو مرد پراید سوار ربوده و مورد آزار قرار گرفته است. دختر نوجوان که هنوز شوکه بود به ماموران پلیس گفت: ساعت 6عصر می خواستم به خانه مادربزرگم بروم به همین خاطر در خیابان خاقانی سوار پراید سفیدی شدم که دو سرنشین داشت. راننده اما به بهانه ترافیک خیابان به سمت بزرگراه امام علی رفت و سرنشین جلو که مرد جوانی بود به یکباره به رویم چاقو کشید. شیشه های عقب خودرو دودی بود و کسی مرا نمی دید. او به صندلی عقب ماشین آمد و بدون توجه به التماس هایم مرا آزار داد. چون بزگراه خلوت بود راننده و سرنشین دیگر جایشان را عوض کردند و این بار راننده به صندلی عقب آمد و مرا آزاد داد . مردان بی رحم مرا در حوالی اتوبان ازادگان از ماشین بیرون پرت کردند و رفتند اما من توانستم شماره پلاک پراید را به خاطر بسپارم. به دنبال اطلاعاتی که دختر نوجوان به پلیس داد صاحب خودرو که یک مجرم پیشینه دار به نام خسرو بود ردیابی و بازداشت شد. این مرد 28ساله به ربودن شیدا و آزار او با همدستی دوستش فرامرز اعتراف کرد. وی گفت: من و فرامرز در یک کمپ ترک اعتیاد با هم آشنا شدیم. مدتی بود که در زمینه خرید و فروش مواد مخدر باهم فعالیت می کردیم .آن روز مواد مصرف کرده بودیم و حال طبیعی نداشتیم که دختر نوجوان را به عنوان مسافر سوار کردیم و او را آزار دادیم. به دنبال اعتراف های تکان دهنده این مجرم پیشینه دار تلاش برای ردیابی همدستش آغاز شد اما پلیس ردی از وی به دست نیاورد. خسرو که به جنایت سیاه اعتراف کرده بود در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و به جرم آدم ربایی و آزار دختر نوجوان به اعدام محکوم شد. حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید و مهرماه امسال اجرا شد.همان روز در حالی که همچنان تلاش برای ردیابی دومین متهم این پرونده ادامه داشت پلیس دریافت فرامرز به خانه پدری اش برگشته است. به این ترتیب در یک عملیات ویژه و وی را بازداشت کرد. این پسر 27ساله در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شد تا از خود دفاع کند. مجرم سابقه دا در جلسه دادگاه منکر جرمش شد و ادعا کرد در ربودن و آزار دختر نوجوان دستی نداشته است. فرامرز گفت: من با خسرو سر خرید و فروش مواد مخدر و اموال مسروقه اختلاف مالی داشتم و او پس از دستگیری اش به دروغ پای مرا به این پرونده باز کرد . او می خواسته از این راه از من انتقام بگیرد. وی در پاسخ به سوال قاضی بابایی درباره اینکه چطور شاکی تو را پس از 3سال و از میان چندین متهم دیگر شناسایی کرد پاسخ داد: من اصلا این دختر را نمی شناسم و او را ندیده ام. فرامرز همچنین درباره سه سال زندگی مخفیانه اش گفت: چون با خانواده ام اختلاف داشتم به خانه ای در دماوند رفته بودم و در این سالها آنجا زندگی می کردم. وقتی از دوستانم شنیدم که خسرو بازداشت شده است گمان می کردم پلیس او را به خاطر حمل و نگهداری مواد مخدر دستگیر کرده است. من از ماجرای آزار دختر نوجوان بی اطلاع بودم. در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به مدرک های موجود در پرونده وی را به اعدام محکوم کرد. دیروز این حکم در دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد تا وی به زودی به دار مجازات آویخته شود.

گزارشات نگران کننده علیه زنان در ایران و جهان

Screenshot_20171204-001502
زنان پیشاهنگ : گزارشها از میزان خشونت علیه زنان در ایران و جهان همچنان نگران کننده است.مطابق آمار سازمان ملل متحد، از هر سه زن در سراسر دنیا یک زن خشونت جنسی و جسمی را تجربه کرده است. آمارها در ایران حاکی از آن است که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

پدری دختر خود را با طناب کشت

2106069
به گزارش زنان پیشاهنگ نقل از خبرگزاری مهر، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان فارس گفت: صبح روز پنجشنبه نهم آذرماه، ماموران کلانتری قصردشت از وقوع یک فقره قتل در آپارتمان های چوگان مطلع شده و خود را به محل حادثه رساندند. سرهنگ کاووس محمدی ادامه داد: دربررسی وتحقیقات اولیه به عمل آمده پدر به قتل دخترش اعتراف کرد که دراین میان علت وانگیزه قتل رااختلافات خانوادگی اعلام کرده است و تحقیقات تکمیلی باهماهنگی مقام قضایی ادامه دارد. وی گفت: مقتول۱۸ ساله ودیپلم بوده و بنابه اظهارمتهم به وسیله طناب به قتل رسیده است.متهم بلافاصله دستگیر وبادستورمرجع قضایی روانه زندان شد. 💢 سرهنگ محمدی در پایان گفت :به والدین توصیه می شود تا مشکلات خانوادگی خود رابامشاورین و ومتخصصین روانشناس درمیان بگذارندو نظارت بیشتری برفرزندان خود داشته باشند.

مجاز بودن آزار و اذیت دخترانی که شلوار پاره می‌پوشند‌

201751215821111542a
به گزارش زنان پیشاهنگ نقل از رکنا‌ : سرانجام حکم حقوقدان مصری که با مطرح کردن خطرناکترین نظرات این کشور را با جنجال روبرو کرده بود صادر شد. نبیل الوحش وکیل مصری پس از آنکه اعلام کرد تجاوز به دختران مصری که شلوار جین پاره می پوشند مجاز است به 3 سال زندان محکوم شد. مصری به علت اظهاراتش درباره «مجاز بودن تجاوز جنسی به دخترانی که شلوارهای جین پاره پوشیده اند» به تحمل سه سال زندان محکوم شده است. این وکیل مصری هم‌چنین باید مبلغی معادل یک هزار و ۱۳۰ دلار جریمه بپردازد. لوحش که از حقوق‌دانان محافظه‌کار برجسته در مصر است ماه اکتبر گذشته در یک برنامه تلویزیونی بیان کرد که تجاوز به دختران و زنانی که لباس مناسب نمی پوشند امری مجاز است. پس از این اظهارات که با واکنش گسترده در میان فعالان اجتماعی مصر روبرو شد، دادستانی این کشور علیه آقای الوحش اقامه دعوی کرد. هم‌زمان شورای ملی حقوق زنان مصر ضمن محکوم کردن این اظهارات آن را «فراخوانی برای تجاوز جنسی» به زنان خواند و سخنان آقای الوحش را در تضاد با اصول قانون اساسی مصر دانست. این شورا اکنون با ارایه شکایت به دیوان عالی مصر بحث مجاز بودن پخش چنین اظهاراتی از شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌های جمعی را پیش کشیده است. این حقوق‌دان شناخته شده سال گذشته هم در جریان یک برنامه تلویزیونی با یک روحانی که گفته بود حجاب برای زنان لزوما ضرورت ندارد، گلاویز شده بود.

انواع خشونت علیه کودکان

angry-depressed-girl
زنان پیشاهنگ : خشونت علیه اطفال به چندین نوع تقسیم می‌شود، ولی عنصر اصلی که آنها را به هم پیوند می‌دهد اثرات عاطفی/روانی آنها بر روی طفل است. کودکان ضرورت به نظم، توجه، و رابطه واضح و تعریف‌شده میان خود و والدین دارند. یعنی طفل باید بیاموزد که بعنوان طفل در خانه چه نقشی دارد، دیگران باید از او چه انتظاری داشته باشند، و او از دیگران چه انتظاراتی داشته باشد. والدین باید بدانند که بعنوان عضو کلانتر فامیل چه مسوولیت‌هایی دارند. مثلاً اطفال باید بدانند که والدین شان برای امنیت و آسایش شان تلاش می‌کنند و تنهای شان نمی‌گذارند. اطفالی که مورد خشونت قرار می‌گیرند معمولاً در فامیل‌های به‌سر می‌برند که رفتار والدین شان قابل پیشبینی نیست. بطور مثال پدر یا مادر بصورت ناگهانی خشمگین می‌شود یا بدون این‌که دلیل عصبانیت خود را بگوید طفل را مورد حمله یا انتقاد قرار می‌دهد. در همچو مواردی طفل گیج می‌شود و نمی‌داند که کدام کارش یا حرفش سبب عصبانیت، دلخوری یا نگرانی والدین اش گردیده و در نتیجه احساس ناامنی و بی‌اعتمادی‌اش به خود و به این رابطه بیشتر می‌گردد. دنیایش، دنیای غیرقابل پیشبینی است که هر آن ممکن است طفل سیلی بخورد، یا لت و کوب شدید شود، یا در مقابل دیگران مسخره شود، و… خشونت روانی شنیده اید که می‌گویند زخم شمشیر خوب می‌شود ولی زخم زبان نی. هیچ‌گاه نباید تاثیر کلماتی که بیان می‌کنیم را نادیده بگیریم. کلمات قدرت عظیم و اعجاب‌انگیزی دارند. همان‌طور که می‌توانند سازنده و مفید باشند، به‌همان اندازه می‌توانند مُخرّب باشند. انتقاد بی‌جا، سخنانِ تحقیر و توهین‌آمیز، مسخره کردن، نام گذاشتن، و …اثرات مخرب و پایداری روی طفل بجا می‌گذارد و نه‌تنها رشدِ روانی/اجتماعی که حتی رشد جسمی‌اش را می‌تواند به کندی مواجه سازد. چند مثال از خشونت روانی: تحقیر کردن، شرمنده کردن، اهانت کردن، و خوار کردن دوام‌دار طفل نام گذاشتن روی طفل و مقایسه کردن او به‌صورت منفی با کودکان دیگر بی‌اعتنایی و بی‌توجهی به طفل به‌عنوان نوعی از مجازات، و یا صحبت نکردن با کودک تماس محدود جسمی با طفل، خودداری از به آغوش گرفتن طفل و نوازش دادن او، خودداری از بوسیدن طفل یا دیگر رفتاری که نشان از توجۀ عاطفی به کودک دارد مواجهه کردن کودک با خشونت اِعمال شده توسط دیگران، یا جلوگیری نکردن از موارد خشونتی که توسط دیگران بالای کودک اِعمال می‌شود خشونت در قالب بی‌اعتنایی نوع دیگر خشونت علیۀ طفل، بی‌اعتنایی به نیازمندی‌های اولیه (جسمی و روانی) اوست. به‌طور مثال، فراهم نکردن مقدار کافی غذا، کالا، سرپرستی (نظارت)، نظافت، و… در عین حالی که والدین و سرپرستان کودک توانایی دارند. در هم‌چو مواردی خوب است تا ببینیم که یکی از والدین یا هر دوی شان از لحاظ فزیکی یا روانی (معیوبیت جسمی، اضطراب، افسردگی) مشکلی نداشته تا این مشکل سبب ناتوانی شان در حفظ و مراقبت از طفل نگردیده باشد. در مواردِ دیگر، سوءاستفاده از مواد مخدر توسط والدین قضاوت و ظرفیت شان را در تربیه طفل به‌شدت کاهش می‌دهد. درین میان، اطفالی که کلانتر هستند در بسیاری موارد بجای والدین از خانوادۀ خود مراقبت می‌کنند، و با آن‌که در جامعه و فرهنگ ما از این اطفال بخاطر شجاعت و فداکاری شان تقدیر می‌شود، ولی در حقیقت نیازهای عاطفی و احساسی این اطفال بدون پاسخ می‌مانند و در آینده می‌توانند برای این کودکان مشکل ایجاد کنند. خشونت جسمی (فزیکی) صدمه رساندن و ایجاد زخم و جراحت در بدن طفل درین بخش قرار می‌گیرد. صدمه رساندن می‌تواند نتیجۀ حملۀ قصدی/عَمدی به طفل یا تلاش برای تربیۀ او باشد. بعضی از والدین از روش‌های بسیار خشن برای تربیه اولاد خود استفاد می‌کنند، مثلاٌ لت و کوب شدید با مُشت، سیلی، چوب، خط‌کش، سیم برق، کمربند و…حتی در محیط‌های آموزشی مثل مسجد و مکتب نیز لت و کوب طفل با چوب، خط‌کش، و سیم بصورت شایعی رواج دارد. بیشتر این موارد بدون درنظرداشت سن و اندازه جسمی او اتفاق می‌افتند و سبب آسیب شدید می‌گردند. مثلاً در مواردی دیده شده که زدن سیلی شدید سبب پاره شدن پردۀ گوش طفل گردیده است. در افغانستان، تَوَرّم (پندیدگی) دست‌ها و پاها به‌علت ضربه وارد کردن مداوم توسط چوب یک امر معمول است. تعداد بسیاری از این والدین معمولاً استدلال می‌کنند که هدفِ شان تربیت کردن طفل است و این روش (لت و کوب) مفید است، در حالی‌که تربیت کردن طفل باید طوری باشد تا طفل نوع رفتار کردن و تعامل خود با دیگران را بیاموزد و در وضعیت ایده آل بر روح و روانش یا صدمه وارد نشود یا این‌که کم‌ترین آسیب وارد شود. اصلاً موضوع تربیت کودک این است تا کودک قادر گردد خوب را از بد تشخیص بدهد نه این‌که با ترس و نگرانی زندگی کند

اثرات بی توجهی و خشونت علیه کودکان

childrens-reaction-to-death
زنان پیشاهنگ : تمام انواع خشوت و بی‌توجهی (غفلت) می‌توانند اثرات ناخوشایند ولی درازمدت و حتی ماندگار بر روی اطفال بگذارند. بعضی از این جراحات جسمی اند که بعد از مدتی بهبود می‌یابند، ولی زخم‌های روحی و عاطفی اثرات عمیق‌تر و پایدارتری بجا می‌گذارند که در مراحل بعدی زندگی می‌توانند برای طفل مشکلاتی ببار بیاورند، به‌ویژه اگر قربانی سوءاستفاده‌های بسیار شدید باشند. بطور مثال، شخص از اعتماد بنفس کافی برخوردار نبوده و قادر به ایجاد روابط فامیلی و اجتماعی سالم نیست. و یا شخص در محیط خانه، کار، و یا درس توانایی لازم برای انجام وظایف خود را ندارد. بعضی از آثار عمده خشونت این‌ها اند: عدم اعتماد و اطمینان به دیگران تصور کنید وقتی طفل به نزدیک‌ترین اعضای فامیل (پدر و مادر) نتواند اعتماد کند، چگونه می‌تواند به دیگران اطمینان و اعتماد کند؟ سوءاستفاده و خشونت معمولاً اساسی‌ترین شاخصه‌های رابطه میان دو نفر را آسیب می‌زند. دوران کودکی مهم‌ترین دوره در یادگرفتن لسان، برقراری ارتباط با افراد فامیل و نزدیکان، و گرفتن اطمینان خاطر و امنیت روانی و جسمی از آن‌هاست. در همین دوران، در صورتی‌که نیازهای جسمی (غذا، کالا، سرپناه، تداوی و وقایه از مریضی، و…) و نیازهای عاطفی (توجه کردن، محبت، تشویق، امنیت، و…) برآورده شوند، چانس اینکه طفل از ثبات شخصیتی و عاطفی در آینده برخوردار باشد بسیار بالاست. در غیر این‌صورت، برای طفلی که مورد خشونت و سوءاستفاده قرار می‌گیرد بسیار مشکل است که به دیگران اعتماد کند؛ بصورت مداوم احساس ناامنی می‌کند؛ و در رابطه برقرار کردن در آینده مشکل خواهد داشت، چرا که در دوران طفولیت تجربه موفقی نداشته است. احساس بی‌ارزشی و آسیب‌دیدگی تصور کنید که به‌عنوان یک طفل برای تان بارها و بارها گفته شود که “احمق”، “نالایق”، “بی‌استعداد”، “کودن”، و “بی ارزش” هستید، و این احساس بی‌ارزشی در وجود تان در حقیقت کاشته شود، آیا نسبت به خود چه فکری می‌کنید؟ اطفال معمولاً به والدین و اعضای کلان‌تر دیگر فامیل به‌عنوان الگو نگاه می‌کنند. برای طفل، پدرش برایش یک قهرمان محسوب می‌شود؛ مادرش یک زن نمونه و عالی محسوب می‌شود. طفل مرتباً از آنها می‌آموزد و به حرف و عقاید و دیدگاه‌های شان ارزش می‌دهد و به آنها باور می‌کند. به‌همین دلیل، وقتی طفل این‌گونه عکس‌العمل‌ها را می‌بیند، به‌تدریج باور می‌کند که واقعاً یک انسان نالایق، بی‌استعداد، و بی‌ارزش است. اعتماد به خود را از دست داده و به قابلیت های خود شک می‌کند. بی‌ثباتی عاطفی ممکن است این اطفال در قسمت ابراز احساسات و عواطف خود مشکل داشته باشند، چرا که ابراز کردن احساسات را یاد نگرفته اند (چون برای شان فرصت این کار به‌درستی داده نشده)، یا ا‌ین‌که برای این‌کار احساس امنیت نمی‌کنند. مثلاً هر زمانی خواسته اند درین‌باره صحبت کنند از طرف دیگران مورد تمسخر یا شماتت قرار گرفته اند. در نتیجه مشکلی که پیش می‌آید اینست که با ابراز نشدن احساسات، عواطف شان در وجود شان تلمبار شده و بصورت غیرمنتظره مانند عصبانیت و پرخاشگری و راه‌های غیرموثر دیگر ابراز وجود می‌کند. احتمال این‌که این اطفال در دوران کلانسالی از مشکلاتی چون افسردگی، اضطراب، و خشم رنج ببرند، زیاد است. موضوع دیگر این است که آن‌ها نمی‌توانند به شکل واضح و راحتی راجع به این مشکلات صحبت کنند. تعدادی از آنها به‌خاطر همین مشکل رو به مواد مخدر می آورند تا این احساسات دردناک را سرکوب کنند.

خشونت علیه کودکان و چند باور اشتباه

afghan-children-2
زنان پیشاهنگ : برخلاف باور بسیاری‌ها، سوءاستفاده اطفال تنها سیلی زدن، پس‌گردنی زدن و وارد کردن چند خراش و زخم بر بدن طفل نیست؛ این‌ها نشانه‌های ظاهری و قابلِ‌دید خشونت هستند. در کنار این‌ها، سوءاستفاده و خشونت روانی و نادیده گرفتن (بی‌توجهی) نیز از موارد بسیار مهم نقض حقوق طفل اند و با آن‌که در ظاهر کدام نشانه‌ای به‌جا نمی‌گذارند، ولی در حقیقت سبب وارد کردن زخم‌های عمیق و پایداری در روان و شخصیت طفل می‌شوند. متأسفانه در کشور ما لت و کوب طفل یک رفتار پذیرفته شده است و والدین، اعضای کلان‌تر فامیل، معلمین، ملاها، و… برای “خوبی” و “تربیت” اطفال و با “نیّت خوب” گاه دست به خشونت فزیکی می‌زنند، ولی معمولاً خشونت جسمی با خشونت روانی و بی‌توجهی همراه است، و اهمیت این موضوع در بسیاری موارد نادیده گرفته می‌شود. درین‌جا انواع شایع سوءاستفاده جسمی و روانی اطفال شرح داده شده است. تشخیص دادن آنها و کمک کردن به موقع به اطفال تاثیر واضحا مثبتی بر آنها خواهد داشت، چرا که هر چه زودتر به این اطفال کمک شود، به‌همان اندازه چانس بهبودی شان بیشتر است. همان‌طور که در بالا اشاره شد، با آن‌که خشونت جسمی به‌علت زخم و جراحاتی آشکاری که به‌جا می‌گذارد تکان‌دهنده‌تر و ملموس‌تر است، ولی تمام انواع سوءاستفاده و خشونت به اندازۀ خشونت جسمی آشکار و واضح نیستند. بی‌توجهی به نیازمندی‌های طفل، قرار دادن شان در موقعیت‌های خطرناک، و یا رفتاری که سبب شود طفل احساس “بی‌ارزشی” و “حماقت” کند نیز از جملۀ انواع خشونت علیۀ طفل اند که بسیار واضح نمی‌باشند.درین‌جا به چند باور رایج ولی اشتباه در میان مردم اشاره می‌شود: باور غلط اول: تا زمانی‌که رفتار، خشن نباشد، خشونت گفته نمی‌شود. واقعیت: خشونت فزیکی تنها یک نوع خشونت و سوءاستفاده از قدرت است. بی‌توجهی و خشونت روانی می‌توانند به اندازۀ خشونت جسمی یا حتی بیشتر از آن بر اطفال صدمه وارد کنند، ولی چون به اندازه خشونت جسمی واضح نیستند، دیگران کم‌تر برای حل آن دخالت می‌کنند یا نیازی برای دخالت نمی‌بینند. باور غلط دوم: باور عام این است که فقط “مردم بد” یا “مردم ناآگاه” در برابر فرزندان خود از خشونت کار می‌گیرند. واقعیت: قضیه این‌قدر سیاه و سفید هم نیست. بسیاری از مردم خود شان قربانی خشونت بوده و راه درست تربیت اطفال خود را بلد نیستند و زود دست به رفتار خشونت‌بار می‌زنند. تعدادی از والدین نیز با مشکلات روانی یا اعتیاد دست به گریبان بوده و توانایی لازم برای تربیت موثر و هدفمند فرزندان خود را ندارند. باور غلط سوم: خشونت علیه اطفال در فامیل‌های “خوب” وجود ندارد. واقعیت: خشونت علیه کودکان تنها در خانواده‌های فقیر یا محله‌های بد اتفاق نمی‌افتد. این نوع خشونت تمام مرزها و خطوط نژادی، اقتصادی، و فرهنگی را عبور می‌کند. در مواردی دیده می‌شود خانواده‌های که از لحاظ ظاهری کاملاً موفق اند دارای مشکلات پنهانی هستند، ولی بسیاری از این جریان آگاهی ندارند. باور غلط چهارم: اطفال تنها توسط افراد بیرون از فامیل (بیگانه‌ها) مورد خشونت قرار می‌گیرند. واقعیت: درست است که بیگانه‌ها محبت و احساس والدین را در قبال اطفال ندارند، ولی حقیقت این است که بیش‌ترین موارد خشونت توسط اعضای فامیل و یا اشخاص نزدیک به فامیل بوقوع می‌پیوندند. باور غلط پنجم: لت و کوب طفل در تربیه کردن او ضروری و مفید است. واقعیت: لت و کوب طفل نه تنها سبب آسیب جسمی می‌شود، بلکه اثرات منفی عمیقی بر روان او بجا می‌گذارد. اطفال چون قادر نیستند از خود در زمان لت خوردن دفاع کنند، بشدت احساس بی‌پناهی و بی‌چارگی می‌کنند و احساس خشم و نفرت را در وجود خود پرورش می‌دهند. اگر این احساسات بدرستی مورد توجه قرار نگرفته و برای بهبود آنها اقدامی صورت نگیرد، می‌توانند در آینده مشکلات دیگری از قبیل خشم، عصبانیت، احساس ناامنی و ناامیدی، حسادت، نفرت، عدم اعتماد بنفس، و…را در طفل بوجود آورند. خوب است برای برقراری احترام و اطاعت لازم میان والدین و کودکان و شناختن مرز این رابطه از راه‌های مناسب دیگر کار گرفته شود.

آمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در ایران

39090428_403
ازدواج کودکان یا کودک‌همسری در ایران در سال‌های اخیر روز به افزایش است. فعالان حقوق کودک می‌گویند این پدیده در آینده بر سلامت خانواده‌های ایرانی تاثیر منفی خواهد گذاشت. آمار بالای ازدواج کودکانی که پیش از رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی ازدواج می‌کنند از گستردگی این پدیده در ایران حکایت دارد. سن ازدواج در ایران بر مبنای «بلوغ جنسی» تعیین شده در حالی که به گفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسی‌ترین و انسانی‌ترین شروط برای تشکیل خانواده است. آمارهایی که خبرگزاری ایسنا به نقل از معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری منتشر کرده نشان می‌دهند که در سال ۱۳۹۲ حدود ۴/ ۵ درصد از ازدواج‌های ثبت‌شده مربوط به دختران زیر ۱۵ سال بوده است. این تعداد در سال ۱۳۹۵ به ۵/ ۵ درصد رسیده است. ازدواج پسران زیر ۱۵ سال بسیار کمتر از دختران است، اما تعداد آن نیز در حال افزایش است. در سال ۱۳۹۳ بالاترین میزان ازدواج کودکان در ایران ثبت شده است. طبق آمار ثبت احوال ایران در این سال بیش از ۴۰ هزار کودک، پیش از پایان دوران کودکی وارد زندگی زناشویی شده‌اند گزارشگر «ایسنا» نوشته است، آمارهای رسمی تنها محدود به ازدواج‌های ثبت شده در دفاتر رسمی است و چه‌بسا این تعداد به دلیل عدم ثبت ازدواج کودکان بدون شناسنامه و یا عدم ثبت رسمی و قانونی ازدواج‌های چند همسری بسیار بیشتر از آمارهای رسمی است. ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال در میان ازدواج‌های در سنین پایین، کودکان زیر ۱۰ سال نیز دیده می‌شوند. این آمارها نشان می‌دهند که در سال ۹۰، ۲۲۰ کودک زیر ۱۰ سال، سال ۹۱، ۱۸۷ کودک، سال ۹۲، ۲۰۱ کودک، سال ۹۳، ۱۷۶ کودک و در سال ۹۴، ۱۷۹ کودک زیر ۱۰ سال تن به ازدواج داده‌اند. بیشترین ازدواج‌های کودکان در استان خراسان رضوی ثبت شده است. این استان با ثبت ۶۷۵۹ مورد از ازدواج کودکان در رتبه اول قرار دارد. درحالی که به نظر می‌رسد به دلیل حضور بیشتر اتباع کشورهای دیگر در استان‌های شرقی کشور که اوراق شناسایی ندارند، امکان ثبت ازدواج آنها فراهم نباشد و به همین دلیل این آمار می‌تواند بیش از این مقدار باشد. استان آذربایجان شرقی با ۳۳۴۸ مورد، رتبه دوم و استان سیستان و بلوچستان نیز با ثبت ۲۳۵۵ مورد ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال، رتبه سوم را به خود اختصاص داده اند. استان خوزستان با ۲۱۵۰ مورد ازدواج ثبت شده کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال، رتبه ۴ کشور را به خود اختصاص داده است، استان تهران نیز با ۱۷۴۲ مورد، در رتبه ۸ این جدول قرار گرفته است. در گزارش خبرگزاری ایسنا روشن نیست که این آمارها مربوط به چه سالی یا چه بازه زمانی است. ازدواج کوکان، «آزار جنسی» است هادی شریعتی، عضوهیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان «کودک‌همسری» را «نوعی کودک‌آزاری با ابعاد آزار جسمی، عاطفی و ذهنی» می‌داند. او به «ایسنا» گفته است: «با ادامه یافتن ازدواج کودکان در جامعه، اندک اندک تبدیل به یک جامعه نابالغ می‌شویم. جامعه‌ای که رشد کافی نیافته و بلوغ فکری ندارد.» به گفته او آسیب‌هایی مثل خشونت، خیانت، طلاق رسمی و عاطفی، همسرکشی، افسردگی و آمار بالای سقط جنین را می‌توان از تبعات ازدواج زودهنگام کودکان در جامعه نابالغ دانست. این فعال حقوق کودکان به مجوزهای قانونی در مورد ازدواج کوکان در ایران اشاره کرده و گفته است، قانون صریحی که در ایران درباره ازدواج کودکان وجود دارد، ماده ۱۰۴۱ است که نکاح دختر را قبل از رسیدن به ۱۳ سال و پسر را قبل از ۱۵سال، با اذن ولی و با تشخیص دادگاه منوط به رعایت مصلحت کودک، مجاز می‌داند. به گفته هادی شریعتی، این قانون سنی که برای پسران در نظر گرفته شده، همان سن بلوغ است، اما درباره دختران سن بلوغ که ۹ سالگی است ملاک قرار نگرفته و برای نکاح، سن دختر افزایش پیدا کرده است. متاسفانه طبق این ماده حتی می‌توان قبل از این سن نیز در صورت شرایطی، عقد نکاح را منعقد کرد. این فعال حقوق کودکان می‌افزاید در زمان تصویب ماده ۱۰۴۱ در سال ۱۳۷۹، در مجلس شورای اسلامی تلاشی برای افزایش سن ازدواج صورت گرفت و مجلس سن ازدواج دختران و پسران را هیجده سال تمام اعلام کرد، اما این مصوبه توسط شورای نگهبان به دلیل مخالفت با شرع تایید نشد و چون مجلس از نظر خود عدول نکرد، مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شد و در نهایت این ماده به شکل امروز خود تصویب شد. هادی شریعتی با انتقاد از نظریه‌ای که اساس ازدواج را «بلوغ جنسی» می‌داند می‌گوید: در تشکیل خانواده بلوغ در تمام جنبه‌ها باید شکل گرفته باشد و بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسی‌ترین و انسانی‌ترین شروط برای تشکیل خانواده است. این فعال حقوق کودک در ادامه با انتقاد از دقیق نبودن سن کودکی در ایران، تاکید کرده: «در قانون برای گرفتن گواهینامه که مسلما از تشکیل یک خانواده مساله کم اهمیت‌تری است، سن قطعی ۱۸ سال تعیین شده است و پایین‌تر از این سن اجازه رانندگی برای افراد صادر نمی‌شود اما برای مساله مهم ازدواج به راحتی تصمیم گرفته شده و کودکان با مجوز قانون و تشخیص ولی وارد زندگی زناشویی می‌شوند و زیر بار مسئولیت قرار می‌گیرند، درحالیکه آمادگی جسمی و ذهنی کافی را ندارند.»