چرا زنان ایرانی بیش از حد آرایش می کنند ؟

 

ایران رتبه دوم را در مصرف لوازم آرایشی در میان کشورهای خاورمیانه دارد. همچنین در کل جهان رتبه هفتم مصرف لوازم آرایشی از آن ایرانیان است. با این آمار، کشور ما یکی از بهترین بازارها برای لوازم آرایشی است؛ آن‌هم نه از راه قانونی، که بیشتر از راه قاچاقی. چرا که به گفته مسئولان، 80 درصد از کالاهای آرایشی وارد شده به ایران از راه قاچاق وارد کشور می‌شوند.
  لوازم آرایشی در ایران 93 درصد در میان زنان و 7 درصد در میان مردان مصرف می‌شود. بنابر آخرین آمارهای جهانی، 14 میلیون زن ایرانی 2.1 میلیارد دلار از بازار 7.2 میلیارد دلاری فروش لوازم آرایش خاورمیانه را به خود اختصاص داده‌اند. این میزان تا کنون روندی تصاعدی داشته و مصرف لوازم آرایشی همه اقشار و سنین زنان جامعه را کم و بیش درگیر کرده است. تا جایی که سن استفاده از لوازم آرایشی در ایران به 14 سال رسیده است.
ازدیاد مصرف مواد آرایشی و آرایش کردن در میان زنان ایرانی، توجه رسانه‌ها و پژوهش‌های جهانی را نیز به خود جلب کرده است. خبرگزاری فرانسه در گزارشی درباره لوازم آرایشی در ایران گفته بود که ظرفیت بازار آرایش در این کشور بسیار بالاست. همچنین یک موسسه تحقیقاتی به‌نام TMBA گفته که حدود 14 میلیون دختر و زن بین 15 تا 45 ساله در شهرهای بزرگ ایران، به‌طور متوسط ماهانه 7.5 یورو برای خرید لوازم آرایشی هزینه می‌کند.
توجهات جهانی جلب شده به این موضوع به‌معنای آن نیست که مسئولان و کارشناسان ایرانی نسبت به آن بی‌تفاوت بوده‌اند. آبان‌ماه 1393 همایش ملی سلامت، بهداشت و زیبایی در جزیره کیش برگزار شد که دبیر آن، نسبت به استفاده زیاد از لوازم آرایشی در میان زنان ایران هشدار داد. نورالدین حاج‌حسینی در حاشیه این همایش گفت: زنان ایرانی 5 برابر زنان خاورمیانه‌ای آرایش می‌کنند و سن آرایش در میان زنان ایرانی به حدود سیزده-چهارده‌سالگی رسیده است.
آرایش کردن و رنگ و رو دادن به چهره نه در ایران و نه در سایر کشورها و فرهنگ‌ها موضوع جدیدی نیست. پیش از اینکه ایران به بازاری برای لوازم آرایشی بدل شود، زنان ایرانی با مواد طبیعی و گیاهی و در مواقع خاص در چهره خود تغییراتی ایجاد می‌کرده‌اند. البته شکل استفاده از آرایش در گذشته با اشکال امروزی آن بسیار متفاوت است و همین امر، کارشناسان اجتماعی و روان‌شناسان را نگران کرده است. روان‌شناسان تا کنون بیش از دیگران درباره چرایی استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشی در میان زنان ایرانی سخن گفته‌اند. دکتر مهدی ملک‌محمد -روان‌شناس- درباره دلایل ازدیاد استفاده از مواد آرایشی در میان ایرانیان می‌گوید: «نباید درباره استفاده ایرانیان از لوازم آرایشی برخوردی از بالا به پایین و منع‌کننده داشته باشیم، بلکه باید به سراغ ریشه‌ها و عوامل آن که به شرایط روانی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و… فرد و جامعه بازمی‌گردد برویم.»
مهدی ملک‌محمد در گفتگو با فرارو اظهار کرد: سال‌هاست که کشور ما دچار به معضل استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشی است. به این موضوع می‌توان از ابعاد مختلف روان‌شناختی و جامعه‌شناختی پرداخت. در مبحث روان‌شناسی بدن، بدن انسانی یک ویژگی ظاهری و در معرض قضاوت جامعه و عموم مردم است. در جامعه ما از این بدن، صورت در میان زنان و مو در میان مردان بیش از همه مورد توجه و دیده‌شدن قرار دارد. افراد در ارتباط با یکدیگر و در نگاه اول بدون شناخت شخصیت فردِ مقابل و تنها از طریق ظاهر با او وارد ارتباط می‌گردد، بنابراین این چهره و ظاهر هستند که در ابتدای امر قضاوت می‌شوند.
عدم اعتماد به نفس و آرایش
وی در ادامه گفت: بنابراین در افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند این امر بسیار اهمیت پیدا کند. چرا که اعتماد به نفس پایین، بی‌اعتمادی به ظاهر را نیز در افراد شکل می‌دهد. در نتیجه فردی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، قضاوت درمورد ظاهر خود را نیز قضاوتی نادرست ارزیابی و سوءتعبیر می‌کند.این فرد برای اینکه این قضاوت را تغییر دهد، شروع به ایجاد تغییر در ظاهر خود می‌کند. این در حالی است که آن فرد نمی‌داند که قضاوت‌های دیگران، قضاوتی ماندگار نیست و اگر فردی وی را «جذاب» بنامد، این قضاوتی ماندگار نخواهد بود.
باوری که سرایت پیدا کرده است
ملک‌محمدی در کنار اعتماد به نفس پائین افرادِ جامعه، به عاملی موثر دیگری در ازدیاد استفاده از لوازم آرایشی در ایران اشاره کرده و گفت: عامل دیگری که باید به آن اشاره کنیم «سرایت باور» است. باور لزوم آرایش کردن برای حضور ر اجتماع، می‌تواند از فردی به فرد دیگر منتقل گردد و آرایش در جامعه ما یک امر مسری است. این مسری‌بودن را می‌توانیم در کاهش سن استفاده از لوازم آرایش ببنیم؛ در حال حاضر دختران نوجوان ما در مقاطع راهنمایی نیز از مواد آرایشی استفاده می‌کنند. این در حالی است که تا پیش از این آرایش دختران پیش از ازدواج یک تابو محسوب می‌شد، اما به مرور و آرام آرام آرایش زیاد شد و همه اقشار و سنین سرایت کرد. این تغییرات را البته باید تغییراتی لاجرم بدانیم، چرا که امکان مقابله با آن در جامعه وجود نداشته است.
این روان‌شناس همچنین تصریح کرد: لازم است که در اینجا به نقش شبکه‌های ماهواره‌ای نیز اشاره کرد. این شبکه‌ها در ترویج آرایش نقش پررنگی داشته‌اند، چرا که در تصاویری که در آن‌ها به نمایش گذاشته می‌شود افراد از مواد آرایشی استفاده می‌کنند.
چرا نمی‌شود با لوازم آرایشی مقابله کرد؟
دکتر ملک‌محمدی در ادامه درباره همه‌گیر بودن استفاده از لوازم آرایش توضیح داد: با توجه به اینکه من سال‌ها با نسل جوان کار کرده و نسبت به آن‌ها آشنایی دارم، باید بگویم که در شرایط فعلی، اگر یک نوجوان ایرانی تمایلی به استفاده از لوازم آرایشی نداشته باشد، از سوی هم‌سالان خود «عقب‌افتاده» تلقی می‌شود و تحت فشاری قرار می‌گیرد که مقاوت با آن کار ساده‌ای نیست. می‌توان به دخترانی اشاره کرد که در ابتدای ورود به دانشگاه ظاهری ساده دارند، اما پس از گذشت مدت زمانی شروع به استفاده از لوازم آرایشی می‌کنند و در نهایت به نقطه‎‌ای می‌رسند که بدون آرایش نمی‌توانند در جامعه حضور پیدا کنند.
چرا اعتماد به نفس نداریم؟
این روان‌شناس در ادامه و درباره دلایل وجود نداشتن اعتماد به نفس در میان ایرانیان گفت: یکی از دلایل کاهش اعتماد به نفس ایرانی‌ها، دلیل تاریخی آن است؛ اعتماد به نفس ایرانیان در برهه‌های مختلف تاریخی توسط حکام زمان از میان رفته است. علاوه بر این باید بر تاثیر شکست بر کاهش اعتماد به نفس در افراد اشاره کرد. اعتماد به نفس را یک وضعیت روان‌شناختی می‌دانند که در اثر اتفاقات محیطی تعریف می‌شود. فردی که زندگی‌اش با پیروزی‌ها و اتفاقات خوب همراه باشد، نگرشی مثبت پیدا می‌کند و در نتیجه به خود نیز نگرشی مثبت خواهد داشت. حال فرد و یا اجتماعی را تصور کنید که شکست‌های زیادی را تجربه کرده باشد، چنین فردی حس منفی نسبت به خود پیدا خواهد کرد. جامعه ما همیشه درگیر استرس‌های زیادی بوده است. این جامعه حالا نیز مشکلات زیادی از جمله مشکلات اقتصادی بارزی دارد که همگی نوعی شکست هستند. در نتیجه همه این شرایط و اتفاقات در طی سال‌ها منجر به کاهش اعتماد به نفس ایرانی‌ها شده‌اند.
وی در ادامه تصریح کرد: در نتیجه افراد جامعه که اعتماد به نفسی شکست خورده دارند، تلاش می‌کنند تا آن را به نحوی جبران کنند و «لوازم آرایش» یکی از راه‌های آن است! هرچند که آرایش کردن نمی‌تواند شکست‌ها را جبران کند، اما فردی که اعتمادش به خود دچار تزلزل شده به اشتباه از آن مدد می‌جوید. این فرد تنها یک فرد نیست و بخش زیادی از جامعه را شامل می‌شود؛ افراد تلاش می‌کنند تا زمانی را صرفِ دور شدن از استرس‌هایشان کنند و برچیز دیگری متمرکز شوند. برای مثال دختری که با خانواده‌اش در تنش است، زنی که دچار شکست عاطفی شده و… سعی می‌کند تا با «عاملِ حواس‌پرتی» همچون آرایش کردن رنج و درد را کمتر متوجه شود. اما این عامل تنها به افراد در زمان کوتاهی کمک خواهد کرد و پس از آن مجددا افراد به همان استرس‌ها و مشکلات همیشگی‌اشان بازمی‌گردند.

ورود زنان به ورزشگاه؛ رژیم عقب نشینی کرد

 

 

این بار دیگر نه گزینشی در کار بود و نه سخت‌گیری. استادیوم رضازاده در اردبیل، جایی بود که درهایش به روی همه بانوان ایرانی گشوده شد، نه‌فقط برای خانواده ورزشکاران و ورزشی‌ها!

روزنامه شرق در ادامه نوشت: حضور پرشورتر از آن بود که خود دختران و زنان هم فکرش را بکنند. اختصاص هزارو ٥٠٠ صندلی از کل ظرفیت این استادیوم شش‌هزارنفری به بانوان، همه آنها را هم غافلگیر کرده بود.

آن هم در شرایطی که تا همین دو ماه پیش در جریان رقابت‌های لیگ جهانی ٢٠١٧ والیبال، ممنوعیت ورود زنان تماشاگر به استادیوم ١٢‌هزارنفری آزادی پابرجا بود و سهم آنها از این استادیوم باعظمت تنها ٣٠٠ صندلی بود، آن هم برای افرادی مشخص. حالا ظرفیت تماشاگران زن از حدود سه درصد به ٢٥ درصد سالن رسیده است.

این مسابقات با قهرمانی مقتدرانه ایران و صعود به رقابت‌های جهانی همراه شد اما آنچه بیش از نتایج ایران خبرساز شد، حضور پررنگ تماشاگران زن بود. به نظر می‌رسد میزبانی اردبیلی‌ها از مسابقات والیبال انتخابی قهرمانی جهان طور دیگری بود. به شکلی که حتی باید مسئولان فدراسیون والیبال در پایتخت از برگزارکنندگان این رقابت‌ها درس بگیرند.

اما سؤال اینجاست آیا تابوی حضور زنان تماشاگر در مسابقات این رشته برای همیشه شکسته خواهد شد؟ نکند این حضور هزارو٥٠٠نفری مقطعی و تنها مختص به خانم‌های اردبیلی باشد؟ آیا ازمیان‌برداشتن نگاه تک‌جنسیتی در سالن‌های والیبال که فدراسیون جهانی والیبال، مخالف سرسخت آن است، به شهرهای دیگر کشور به‌ویژه پایتخت هم خواهد رسید؟

مدیریت ورزش در ایران به خوبی می‌داند ادامه روند عدم حضور بانوان در ورزشگاه‌ها در آینده‌ای نه‌چندان دور ورزش کشور را با بحران‌های بزرگ از طرف نهادهای بین‌المللی مواجه خواهد کرد؛ همان‌طور که سال گذشته فدراسیون جهانی والیبال، والیبال ایران را در صورت عملی‌نشدن این موضوع به محرومیت از رقابت‌های لیگ جهانی تهدید کرد. ضمن اینکه نباید فراموش کرد فشارهای داخلی از سوی بانوان ایرانی که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند، در اعتراض به این ممنوعیت نسبت‌ به سال‌های گذشته هم زیادتر شده است و نباید این مطالبه را که جزء حقوق مدنی آنهاست، بدون جواب گذاشت.

 

زنان مقتدر در عرصه تاریخ ایران

 

از گرد آفرید جنرال زن ارتش ایران زمین  که در شاهنامه امده   گرفته تا فرخ رو پارسا و مریم میرزاخانی  و بانو جمیله رقاص مشهور  نمونه زنان ایرانی هستند که با هنر و علم و شجاعت در سهایی بزرگ به ایرانیان داده اند

آزادی زنان ایرانی

لیست زنان ایرانی در ورزش

 

 

اتومبیل‌رانی[ویرایش]

  1. لاله صدیق قهرمان اتومبیل‌رانی (مشترک زنان و مردان) در ایران؛ او به «شوماخر ایرانی» معروف است.[۱]
  2. زهره وطن‌خواه
  3. فیروزه سیدمهدی
  4. یگانه ساطعی

موتور سواری[ویرایش]

  1. شیما مهری
  2. نورا نراقی
  3. شیرین احمدی ادیب
  4. شهرزاد نظیفی
  5. شهرزاد نظیفی

اسکی[ویرایش]

  1. فروغ عباسی
  2. مرجان کلهر
  3. فرزانه رضاسلطانی
  4. آوا جوادی

اسکای رانینگ[ویرایش]

  1. سمانه امین رنجبر

اسکیت[ویرایش]

  1. بیتا محسنی زاده
  2. مارال راسخی
  3. اعظم سنایی
  4. ملیحه خرم‌آبادی (مربی)
  5. نسترن رحیمی
  6. نگار روح الهی
  7. مرجان غلامی
  8. باران معصوم‌نیا
  9. الهه خویینی
  10. نسترن حکاکیان
  11. غزل السادات ولیعهدی

کوهنوردی[ویرایش]

  1. لیلا اسفندیاری هیمالیانورد سر شناس ایرانی که در قله گاشربروم ۲ به علت سقوط کشته شد.
  2. مهری جعفری
  3. زینب کبری موسوی
  4. زهره عبداله خانی
  5. الناز رکابی
  6. فرناز اسماعیل پور
  7. فرناز اسماعیل‌زاده
  8. حدیث نظری رباطی
  9. مینا آرامیده

چوگان[ویرایش]

  1. گلناز وکیل‌گیلانی

تنیس[ویرایش]

  1. ارغوان رضائی قهرمان تنیس ایرانی‌تبار که هم‌اکنون در فرانسه بازی می‌کند. او به «ملکه تنیس ایران» معروف است.[۲][۳]
  2. یاسمین سعادت، اولین زن تنیسور ایرانی با حجاب اسلامی در مسابقات بین‌المللی.[۴]
  3. غزاله ترکمن
  4. غزل پاک باطن
  5. صدف صادق وزیری
  6. سارا امیری
  7. مهشاد شعیبی
  8. مهتا خانلو
  9. نیلوفر زینال

تنیس روی میز[ویرایش]

  1. ندا شهسواری[۵]
  2. محجوبه عمرانی
  3. مریم صامت
  4. النا تیتارنکو
  5. غزاله ملاطلب
  6. سیما لیموچی (مربی)

قایقرانی[ویرایش]

  1. هما حسینی: قایقران و بازیکن بسکتبال؛ پرچم‌دار کاروان ایران در المپیک ۲۰۰۸ پکن[۶]
  2. مینا علیزاده
  3. آرزو معتمدی
  4. آرزو حکیمی (حضور در المپیک ۲۰۱۲)
  5. سولماز عباسی (حضور در المپیک ۲۰۱۲)
  6. حمیرا برزگر
  7. مهسا جاور
  8. نازنین ملائی
  9. هدیه کاظمی
  10. فرحناز امیرشقاقی (مدیر تیم‌های ملی)
  11. سیما عروجی (مربی تیم ملی)
  12. اسراء جلیلیان (مربی تیم ملی)
  13. کیانا کمال‌زاده
  14. نگار علیمحمدی
  15. مائده طهماسبی
  16. مونا ابراهیمی
  17. گلناز غضنفریان
  18. معصومه داناپور
  19. آتنا رئوفی
  20. مهسا کهنسال
  21. ساجده تبریزی
  22. ساقی خاقانی
  23. ساغر خاقانی
  24. رسپینا قویدل
  25. یاسمن رضا سلطانی
  26. پدیده پهلوان زاده
  27. الناز شفیعیان
  28. نرجس کارگرپور
  29. سما یاسمی
  30. ماندانا میرزاده
  31. پریسا محمدزاده
  32. زیبا سماک حرفه
  33. پرستو مهنما
  34. حنانه اسدی دارنده مدال طلاي شنا مدارس شهر تهران ، مدال طلاي دراگوت بوت قهرماني كشور به همراه تيم تهران ، حضور در مسابقات بين المللي مالزي ، عضويت در تيم ملي بانوان زير 18 سال جمهوري اسلامي جهت مسابقات جهاني فرانسه2017

تیراندازی[ویرایش]

  1. لیدا فریمان: اولین پرچم‌دار زن کاروان ورزشی ایران در المپیک و اولین بانوی شرکت کننده از ایران در رشته تیراندازی در تاریخ المپیک و همچنین اولین بانوی ورزشکار ایرانی شرکت کننده در المپیک پس از انقلاب اسلامی ایران[۷]
  2. نسیم حسن‌پور: شرکت کننده ایرانی در المپیک یونان[۸]
  3. منیژه کاظمی: شرکت کننده ایرانی در المپیک سیدنی[۹]
  4. نسیم حسن پور (حضور در المپیک ۲۰۰۴ آتن)
  5. شیوا سوری[۱۰]
  6. اسما ضیایی[۱۰]
  7. نجمه آبتین: شرکت کننده ایرانی در المپیک ۲۰۰۸ پکن
  8. الهه احمدی[۱۱]
  9. مه لقا جام بزرگ (حضور در المپیک ۲۰۱۲)
  10. نرجس امامقلی‌نژاد
  11. نجمه خدمتی
  12. ساره جوانمردی
  13. گلنوش سبقت الهی
  14. هانیه رستمیان
  15. حدیثه یاوری

تیر و کمان[ویرایش]

  1. زهرا نعمتی
  2. زهرا دهقان
  3. ملیکا عبدالکریمی
  4. سمیه ماهیگیران
  5. مریم محمودی سرشت
  6. مهناز عبدالکریمی
  7. فرشته قربانی
  8. محبوبه شهریاری (مربی)

شمشیربازی[ویرایش]

  1. ژیلا الماسی (حضور در المپیک ۱۹۷۶)
  2. گیتی محبان (حضور در المپیک ۱۹۷۶)
  3. مهوش صفایی (حضور در المپیک ۱۹۷۶)
  4. مریم آچاک (حضور در المپیک ۱۹۷۶)
  5. مهوش شفایی
  6. مطهره محسنی
  7. مهسا پور رحمتی
  8. نجمه سازنچیان
  9. اعظم بختی
  10. سمانه خورشیدی
  11. سکینه نوری
  12. مریم وهابی
  13. نگین کافی
  14. سروناز مرتضوی

ژیمناستیک[ویرایش]

  1. جمیله سروری (حضور در المپیک ۱۹۶۴)

دو میدانی[ویرایش]

  1. نازلی بیات ماکو (حضور در المپیک ۱۹۶۴)
  2. ژولیت گفرکف (حضور در المپیک ۱۹۶۴)
  3. سیمین صفامهر (حضور در المپیک ۱۹۶۴)
  4. ژانت کهن-صدق (متوفی در سانحه رانندگی در سال ۱۹۷۲)
  5. سپیده توکلی
  6. لیلا رجبی
  7. مریم طوسی
  8. فرزانه فصیحی[۱۲]
  9. مارال فیض‌بخش
  10. پریسا بهزادی
  11. الناز کمپانی

سنگنوردی[ویرایش]

  1. نسیم یوسفی سرمربی سابق تیم ملی سنگنوردی زنان ایران؛ دوچرخه‌سوار[۱۳]

شطرنج[ویرایش]

  1. آتوسا پورکاشیان: استاد بین‌المللی بانوان شطرنج و قهرمان شطرنج دختران زیر ۱۲ سال جهان[۱۴]؛ نماینده ایران در مسابقات جام جهانی روسیه[۱۵][۱۶]
  2. شادی پریدر: استاد بزرگ بانوان شطرنج
  3. میترا حجازی پور
  4. شایسته قادرپور
  5. ساره تاجیک
  6. غزل حکیمی فرد
  7. شیرین نوابی
  8. شهره بیات
  9. هما علوی
  10. آناهیتا پور زاهدی
  11. مونا سلمان ماهینی: صدرنشین مسابقات شطرنج زنان[۱۷]
  12. نینا همتی زاده[۱۷]
  13. سارا خادم الشریعه

شنا[ویرایش]

  1. سوسن شیرزادی[۱۸]
  2. شیرین گرامی
  3. مریم شیخ علی‌زاده
  4. مژده رمضانعلی
  5. دنیا امیر اسدی
  6. ژینا گرجی
  7. مریم ترکستانی
  8. ریحانه نوروزی
  9. فاطمه زهرا تجدد
  10. درسا تاجیک
  11. زهرا ملکی زندی
  12. پریا حسینی
  13. عسل نویدی
  14. روژین عظیمی
  15. حنانه اسدي كسب مدال طلاي مدارس شهر تهران

دوچرخه‌سواری[ویرایش]

  1. نسیم یوسفی[۱۳]
  2. مریم باستی
  3. ریحانه خاتومی
  4. فرانک پرتو آذر
  5. محبوبه اوحدی
  6. فروزان عبداللهی
  7. ریحان خاتونی
  8. دلارام ذاکرانی
  9. مینا الهی
  10. فاطمه هداوند
  11. ریحان طالبی
  12. پرستو باستی
  13. مائده نظری
  14. زینب ساسانیان

هاکی[ویرایش]

  1. مارال راسخی[۱۹]
  2. فیروزه رنجبر ایرانی

کشتی[ویرایش]

  1. صبا سلیمانی (مربی)
  2. ملیحه فضلی
  3. سمیه حیدری
  4. الهام کوچک زاده
  5. هما میرزاپور
  6. زهرا مجدی
  7. کژال کاوه تبار
  8. یگانه قریب گشته

کبدی[ویرایش]

  1. مهسا کرمی
  2. رؤیا داوودیان
  3. زینب کرباسی
  4. نفیسه حسینی نسب
  5. زهرا آسترکی
  6. زهرا کریمی
  7. زهرا عباسی
  8. فاطمه حسینی
  9. رؤیا لک علی‌آبادی
  10. مونا نوروزیان فر
  11. فاطمه کرمی خاتونبان
  12. راحله نادری
  13. اعظم مقصودلو (سرمربی تیم ملی)
  14. زهرا رحیمی نژاد (مسئول فنی تیم ملی)
  15. ماهرخ دانش (مربی تیم ملی)
  16. لیلا دوستوندی (مربی تیم ملی)
  17. منصوره ابوجعفری (مربی بدنساز تیم ملی)

هندبال[ویرایش]

  1. نجمه مرادی (بانوی سال هندبال سال ۹۳)
  2. انیس چهاردانگه (پدیده هندبال سال ۹۳)
  3. مینا صالحی
  4. نشمین شافعیان (مربی)
  5. سارا عبدالملکی (عضو تیم ملی راگبی و مربی و داور هندبال)

والیبال، فوتبال و فوتسال[ویرایش]

والیبال[ویرایش]

  1. نیلوفر رشیدی
  2. الهام فلاح
  3. تهمینه درگزنی
  4. زهرا واحدی (مربی)
  5. زینب گیوه
  6. سودابه باقر پور
  7. سیما صدیقی (مربی تیم ملی)
  8. شبنم علیخانی
  9. شکوفه صفری
  10. فاطمه صفری
  11. فاطمه عبداللهی (مربی)
  12. فرناز ساعی
  13. فرنوش شیخی
  14. فریبا سلیمانی (سرپرست بازیکنان تیم ملی)
  15. مائده برهانی
  16. مریم فراتی (آنالیزور)
  17. معصومه انگوتی
  18. مهتا محمدی
  19. مهتا یحیی پور
  20. مهدیه خواجه کلائی
  21. مهسا صابری
  22. مینا روستا
  23. نجمه عابدیان
  24. ندا چملانیان
  25. نگار کیانی
  26. نگین شیرتری
  27. نیلوفر ابراهیمی
  28. نیلوفر ابراهیمی (مربی)

فوتبال[ویرایش]

  1. مریم ایراندوست
  2. آذر موسوی
  3. آیسان رضایی
  4. آیناز قائل
  5. اسماء نظری
  6. الناز آرمات
  7. الهام عناف چه
  8. بیان محمودی
  9. پرستو کوهان
  10. زمرد سلیمانی
  11. زهر میثمی
  12. زهرا خدابخشی
  13. زهرا صفری
  14. زهرا قنبری
  15. زهره زمانی‌فرد
  16. زهره کودایی
  17. زیور بابایی
  18. سارا قمی
  19. سپیده زرین کفش
  20. سمیه جابرسی
  21. سهیلا لرستانی
  22. سهیلا ملمولی
  23. سهیلا ملمولی
  24. شبنم بهشت
  25. شیوا امینی
  26. عاطفه عبدی
  27. عزیزه کریمی پور[۲۰]
  28. فائزه اصفهانیان
  29. فائزه جعفری
  30. فاطمه آمینه برازجانی
  31. فاطمه حسینی شریفی
  32. فاطمه دمیرچی
  33. فاطمه گرایلی
  34. فاطمه متولی
  35. فاطمه مزیدی
  36. فتانه ارژنگی
  37. فرزانه صائب
  38. کتایون خسرویار
  39. کوهستان خسروی
  40. لیلا اقبالی
  41. مبینا خدادادی
  42. مدینه دین‌محمدی
  43. مستوره رحمانی
  44. معصومه جهانچی (سرمربی تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  45. مهشاد امیری
  46. میترا محمدی
  47. مینا نافعی
  48. ندا رحمانی
  49. ندا رضا پور
  50. ندا عبدالله‌زاده
  51. هاجر دباغی
  52. هنگامه صفاتی
  53. وحیده ایثاری
  54. فاطمه ایجادی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  55. آناهیتا ابوالحسنی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  56. آیناز خواجهه حق وردی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  57. بهار سیروس (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  58. رقیه جلال نسب (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  59. رقیه صومعه (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  60. ژینو پیکری (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  61. صبا ولی زاده (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  62. عسل طلعت (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  63. غزاله بنی طالبی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  64. فاطمه دریس پوریان (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  65. فاطمه صفا راستگو (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  66. مارال ترکمان (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  67. مبینا اعتماد (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  68. مریم احمدی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  69. مریم محمدی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  70. مونا ثریا بین (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)
  71. هستی سیلانی (تیم ملی فوتبال دختران در رده سنی زیر ۱۴ سال)

فوتسال[ویرایش]

  1. نیلوفر اردلان
  2. آیناز فلاح
  3. راحله رفیعی
  4. رؤیا کلاتی
  5. سارا شیربیگی
  6. سپیده زرین راد
  7. سحر پاپی
  8. طاهره مهدی پور
  9. فاطمه اعتدای
  10. فاطمه پاپی
  11. فاطمه رحمتی
  12. فرازنه توسلی
  13. فرشته خسروی
  14. فرشته کریمی
  15. فروزان سلیمانی (سرمربی تیم ملی)
  16. لیلا خدابنده لو
  17. مطهره مصطفایی
  18. مهسا علی مددی
  19. مهسا کمالی
  20. نسترن مقیمی
  21. نسیمه غلامی
  22. نغمه مرادی
  23. یاسمن سلطانی

هنرهای رزمی[ویرایش]

کاراته[ویرایش]

  1. حمیده عباسعلی
  2. طراوت خاکسار
  3. سمانه خوش قدم (مربی)
  4. بهنوش نجفی
  5. فاطمه خنکدار
  6. مبینا حیدری
  7. مینا یوسفی
  8. سارا بهمن یار
  9. فائزه چیذری
  10. آناهیتا یحیی پور
  11. آویشن باقری
  12. ملیکا احدی
  13. زهرا طراز پور
  14. زهره برزگر
  15. مهتاب اسماعیلی
  16. زهرا برزگر
  17. لیلا بهرامی (سرمربی)
  18. نگار حسینی (مربی)
  19. فاطمه قاسمی (مربی)
  20. نادره آقایی (مربی)

تکواندو[ویرایش]

  1. ناهید کیانی (برنز قهرمانی آسیا ۲۰۱۶ فیلیپین)
  2. مهسا جدی (برنز قهرمانی آسیا ۲۰۱۶ فیلیپین)
  3. ملیکا میرحسینی (برنز قهرمانی آسیا ۲۰۱۶ فیلیپین)
  4. سارا خوش‌جمال فکری: کسب نشان برنز و سهمیه المپیک در رشته تکواندو در رقابتهای آسیایی ویتنام؛ شرکت کننده ایرانی در المپیک ۲۰۰۸ پکن؛
  5. راحله آسمانی (تکواندو)[۲۱]
  6. سوسن حاجی‌پور (تکواندو – حضور در المپیک ۲۰۱۲)
  7. کیمیا علیزاده (کسب مدال برنز المپیک ۲۰۱۶ برای اولین بار زنان ورزشکار ایران)
  8. آتوسا فرهمند پارسا
  9. اکرم خدابنده
  10. مهسا صادقی
  11. فاطمه حسام
  12. نرگس میناخانی
  13. بهاره قادریان
  14. نگین گیل سمایی
  15. سونا رزاقی
  16. فریبا نظم ده
  17. فاطمه اسدپور (مربی تیم ملی پومسه)
  18. شکرانه ایزدی
  19. ملیکا میرحسنی
  20. حنانه همتی
  21. هانیه اخلاقی
  22. مهرو کمرانی (سرمربی تیم ملی)
  23. فاطمه صفرپور (مربی تیم ملی)
  24. مهناز حسین‌زاده (کمک مربی تیم ملی)

ووشو[ویرایش]

  1. خدیجه رضایی :کسباولین نشان طلاووشو کاران زن در رقابت‌ها ی جهانی فرانسه-همچین بعد از آن کسب یک مدال طلا و یک مدال نقره جهانی
  2. زهرا کریمی: کسب نشان نقره ووشوکاران زن در رقابتهای جهانی چین – کسب سهمیه مسابقه غیررسمی ووشو در بازیهای المپیک ۲۰۰۸ پکن
  3. راضیه طهماسبی: کسب نشان نقره ووشوکاران زن در رقابتهای جهانی چین
  4. خدیجه زینال زاده: کسب نشان برنز ووشوکاران زن در رقابتهای جهانی چین
  5. فیروزه دهقان: کسب نشان برنز ووشوکاران زن در رقابتهای جهانی چین – کسب دو سهمیه مسابقه غیررسمی ووشو در بازیهای المپیک ۲۰۰۸ پکن،[۲۲] بازدید ۱۲ دسامبر ۲۰۰۷
  6. هانیه رجبی (ووشو)[۲۳]
  7. هدیه تهرانی
  8. مریم هاشمی (ووشوکار)
  9. صدیقه دریایی
  10. شهربانو منصوریان
  11. خدیجه آزادپور
  12. حمیده برخور
  13. نفیسه پورگنجی
  14. الهه منصوریان

جودو[ویرایش]

  1. مبارکه حسن‌پور بریجانی: کسب نشان برنز جودوکاران زن در رقابتهای کاپ آزاد – اولین مربی جودو زنان در شهرستان نکا متولد ۱/فروردین/۱۳۶۸ ساری از خانواده کاملا ورزشکار فرزند مربی جودو سرشناس مازندرانی رحمت‌الله حسن‌پور
  2. طاهره آذرپیوند
  3. الهام بهرامی
  4. دنیا آقایی
  5. زهرا باقری

کونگ فو[ویرایش]

  1. الناز نریمانی
  2. زهرا دهقان
  3. سمیه زند اقطایی

کیک بوکس[ویرایش]

  1. سعیده فرد صانعی
  2. سمیه قمری
  3. مینا کرمی
  4. دریا سمیعی
  5. اسماء بیات پور[۲۴]

تاریخچه پیشآهنگی

800px-RezaShahBozorgScoutgirls2

پیشاهنگی سازمانی است ملی و بخشی از وزارت معارف که برای پرورش اخلاقی و اجتماعی جوانان با رعایت اصول پیشاهنگی و مقررات بین‌المللی بنیان نهاده شد. پیش آهنگی دانش نیست بلکه عمل است و از راه و روش ویژه عملی آموزش داده می‌شود و این آموزش‌ها بر پایه کار و واگذاری مسولیت به کودکان است. فعالیت‌های پیش آهنگی در یکان‌های آموزشی و اردوهای و جامبوری‌ها و خانه‌های پیش آهنگی انجام می‌گیرد. این آموزش‌ها می‌باید از سوی آموزش دهنده (مربی) زیر سرپرستی کمیته‌های وابسته اداره شود. این کمیته‌ها از پدران و مادران برگزیده کودکان تشکیل می‌شود، زیرا بدون سرپرستی مستقیم پدران و مادران، ملی بودن آن معنی ندارد. سازمان پیشاهنگی بخشی از وزارت معارف که به وزارت آموزش دگرگون شد می‌باشد. سازمان پیش‌آهنگی نوجوانان ایرانی را با زبردستی‌های گوناگون آشنا می‌سازد، همانند چگونگی اردو زدن، نکات بهداشتی، قوانین راهنمایی و رانندگی، جهت‌یابی، کاردستی، بازی و نقاشی، نرمش و ورزش، کمک‌های اولیه، سرود و آداب هم‌نشینی، چامه‌خواندن، دانستنی‌ها درباره ریسمان، نیروی ریسمان، گونه‌های گره، بستن دو چوب، ساختن مهار، قایق، پل، عرابه، برج و ماکت برای بدست آوردن نشان شایستگی (لیاقت).

از سال ۱۳۰۶ نشریه ماهانه پیش‌آهنگی به چاپ رسید.

روز ۸ مهر ماه ۱۳۰۷ سازمان پیشاهنگی ایران در مجمع بین‌المللی پیشاهنگی جهان به رسمیت شناخته شد. با به رسمیت شناخته شدن سازمان پیشاهنگی ایران ریاست عالیه پیشاهنگی را والاحضرت محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران پذیرفتنند.

سازمان پیشاهنگی دختران ایران نیز بنیان نهاده شد و والاحضرت شمس پهلوی ریاست عالیه آن را پذیرفتند.

اردوهای پیشاهنگی برای آموزش پایوران و راهبران پیشاهنگی همه ساله در باغ پیشاهنگی پایتخت در منظریه و همچنین در دیگر شهری‌های ایران در تابستان اردوهای ورزشی و پیشاهنگی برگزار می‌شد.

روز ۱۹ مهر ماه ۱۳۰۷ پیشاهنگان ساری برنامه‌های جالبی در پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه بزرگ اجرا کردند. در پایان برنامه‌ها شاهنشاه فرمودند از این پس سازمان پیشاهنگی زیر ریاست عالیه والاحضرت ولیعهد قرارگیرد.

۲۹ فروردین ماه ۱۳۰۸ پیشاهنگان بارفروش (بابل) در سبزه میدان در پیشگاه والاحضرت ولیعهد و همراهان دکتر امیراعلم و آقای ارفع حکومت مازندران نمایشی برگزار کردند.

۲۱ آبان ماه ۱۳۰۸ پیشاهنگان هلندی از سوی مجمع بین‌المللی پیشاهنگان رهسپار ایران شدند. این پیشاهنگان میهمان سازمان پیشاهنگی ایران خواهند بود و از بندرهای جنوب وارد کشور خواهند شد و آیین پیشباز از سوی پیشاهنگان جنوب انجام خواهد شد. چون ریاست عالیه پیشاهنگی با والاحضرت ولیعهد ایران محمدرضا پهلوی می‌باشد، ایشان دستورات مورد نیاز را خواهند داد و وزارت معارف نیز به وزارت معارف خوزستان دستورات پذیرایی را می‌دهد.

اردوهای پیشاهنگی و ورزشی در سال ۱۳۱۶ افزون بر منظریه در شانزده شهر دیگر ایران برگزار شد و ۷۳۰ تن از پایوران و رهبران پیشاهنگی شرکت کردند تا بتوانند به پرورش نونهالان میهن بپردازند. دستآورد پیشرفت و گسترش ورزش در ایران از میان بردن سستی و بی حالی از نهاد جوانان نژاده ایران و فرزندان این سرزمین است و نسل برومندی آموزش می‌یابد و بزرگ می‌شود که از دل و جان پرستشگر یزدان و شاه و میهن هستند

زنان در دوره‌های تاریخی ایران 

ایران باستان 

نوازنده ساسانی. بیشاپور، موزه لوور

در زمان حکومت پادشاهان ایلام، مردسالاری در ایران حاکم بوده‌است.[نیازمند منبع] اختیار انتخاب همسر برای دختران به دست پدر دختر بود و پس از مراسم ازدواج، دختر به خانواده دیگر تعلق می‌گرفت.[نیازمند منبع] در زمان هخامنشیان، زنان حق ارثو مالکیت داشتند. با این حال، در تخت جمشید تصویر هیچ زنی وجود ندارد که آن را نشانه مردسالاری می‌دانند.[نیازمند منبع] با این حال می‌توان در میان کتیبه‌ها و در میان ترجمه‌های الواح مشاهده کرد که در آن زمان برخی زنان شغل و حقوق داشتند.[۲]

در الواح باقی‌مانده از بایگانی‌های اداری تخت جمشید از واژهٔ شاهزاده برای اشاره به زنان دربار هخامنشی استفاده شده است و وضعیت آنان بر اساس نسبتشان با پادشاه تعیین می‌شده است، برای مثال، مادر شاه یا همسر شاه. منابع یونانی ذکر می‌کنند در دربار، زنانی در نقش دلبرکان شاه (concubine)نیز بوده‌اند که تعدادشان در برخی منابع ۳۰۰ تخمین زده شده است.[۳]

در دوره ساسانی

بوراندخت در زمان ساسانی زنی بود که به نقلی بر بیش از ۱۰ کشور آسیایی امروز پادشاهی کرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرمانروایی نمود.

تاریخچه فمنیسم در دنیا به بیش از ۱۵۰ سال نمی‌رسد، اما «پوران دخت»، پادشاه ایرانی دوره ساسانی ۱۴۰۰ سال پیش اولین سخن «فمنیستی» ایرانی را بیان کرد. «پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار کند. پوراندخت در نامه‌ای که به سپاهیانش نوشته بود جمله فمنیستی خود را بیان کرد و خود را در لیست اولین پیروان تساوی حقوق زن و مرد قرار داد. پس از کشتن خسروپرویز به دست پسرش شیرویه در سال ۶۲۸ م، شیرویه بیش از شش ماه حکومت نکرد و دختر بزرگ خسروپرویز پوراندخت به سلطنت نشست.[۴] در امپراطوری ساسانی، زن شخصیت حقوقی نداشت و فرد محسوب نمی‌شد. زن از هر نظر تحت سرپرستی «کتک ختای» یا کدخدای خانواده بود، زنانی را در طول قاعدگی در کلبه‌های کوچکی به نام دشتانستان محبوس می‌کردند.[۵] در چنین شرایطی پوران دخت در تیسفون تاج بر سر گذاشت و بدون توجه به جنسیت خود، قدرت را بار دیگر به خاندان از هم پاشیده ساسانی بازگرداند.»

در سده هفتم میلادی، دو زن به نام‌های آزرمیدخت و پوراندخت توانستند به پادشاهی ایران ساسانی برسند و در نبرد با رومیان، وجود تعداد زیادی سربازان زن در ارتش ایران گزارش شده‌است.[۶] هر چند بنا به همه گزارش‌ها، این دو یگانه بازماندگان مشروع خاندان ساسانی بودند، کریستین سن، پذیرش پادشاهی آن‌ها و نیک نامی آن‌ها در منابع ساسانی را، نشان از پذیرش آنان توسط روحانیون می‌داند.[نیازمند منبع]

دوره قاجار

دختر ایرانی، اوایل دوره قاجار

زن ایرانی در حال کشیدن قلیاندوران قاجار

در دوران قاجار (۱۱۶۴۱۳۰۴) زنان در جایگاه پایین‌تری نسبت به مردان قرار داشتند. تحقیقی مربوط به سال ۱۸۵۲–۱۸۵۳ از تهران نشان می‌دهد که حداکثر فقط یک درصد زنان صاحب ملک بودند و درصد کمتری حتی مغازه داشتند.[۷] امکان تحصیل برای زنان بسیار محدود بوده است. (اطلاعات زیادی دردست نیست، اما یک منبع میزان باسوادی زنان را تا سال ۱۳۰۴، ۳٪ می‌آورد) در باور عمومی، باسوادی زنان را مخالف اسلام و برای جامعه خطرناک می‌دانستند (بعضی از روحانیون نیز همواره بر این باور تأکید می‌کردند). باور دیگر این بود که زنان نمی‌توانند باسواد شوند و مغز آنان قدرت پذیرش دانش را ندارد. باسوادی زنان ننگ محسوب می‌شد و بسیاری از زنان باسواد، آن را پنهان می‌کردند. مثلاً بعضی از همسران ناصرالدین شاه توانایی خواندن و نوشتن داشتند ولی شاه از این امر اطلاع نداشت.[۸]

در این دوره زنان بیشتر اوقتشان در خانه و به امور حانه داری و فرزندداری می‌گذشت.[۹] در این دوره در خانه‌ها و خیابان‌ها جدایی جنسیتی وجود داشت که تا دوره پهلوی نیز ادامه یافت به ویژه درمیان طبقات پایین‌تر جامعه: در خانه‌ها اندرونی و بیرونی مجزا بود، میهمانان زن توسط زنان پذیرایی می‌شدند و میهمان‌های مرد توسط مردان. در بیرون از خانه، زنان چادر، ربونده و چاقچور (شلواری گشاد) می‌پوشیدند.[۹] در خیابان‌های پرجمعیت مانند لاله‌زار، شاه آباد و امیریه نیز در ساعت‌های پرجمعیت عصر زنان باید از یک پیاده‌رو عبور می‌کردند و مردان از پیاده‌رویی دیگر. زنانی که می‌خواستند برای کاری به سمت دیگر خیابان بروند باید از پاسبان اجازه می‌گرفتند و تحت نظر او به سرعت حرکت می‌کردند.[۸] [۱۰] همچنین زنان و مردان حق نداشتند باهم در یک درشکه بنشینند، حتی اگر مادر و پسر یا خواهر و برادر بودند.[۱۰]

در این دوره ازدواج کودکان و ازدواج اجباری دختران بسیار رایج بود. طلاق نیز برای مردان بسیار آسان بود و چندزنی مجاز بود. دختران نصف میزان برادران خود از ارث سهم می‌بردند و به زنان دارای فرزند یک چهارم دارایی همسرشان ارث می‌رسید. این میزان برای زنانی که فرزند نداشتند یک هشتم بود.[۷] حق رای برای زنان وجود نداشت. زنان نمی‌توانستند به هیچ منصب سیاسی دست یابند.[۸]

نگرش زنان به وضعیت خود پذیرش سرنوشت و تسلیم بود. به دختران از کوچکی ساکت نشستن و تحرک کم، سؤال نکردن و اطاعت کردن از مردان حتی برادر کوچک‌تر خود آموخته می‌شد. این الگوی جامعه‌پذیری تا دوره‌های بعد نیز ادامه یافت.[۸]

انقلاب مشروطیت[ویرایش]

زن مسیحی اهل ارومیه در منزل، به سال ۱۹۰۶ میلادی

نوشتار اصلی: زنان در جنبش مشروطه

در جریان تحولات سیاسی انقلاب مشروطه فعالیت بیرونی *[۱۱] زنان بیشتر شد. انجمن‌های خصوصی و سازمان‌های مخفی ایجاد کردند، در تظاهرات شرکت کردند، و برای مشروطیت به مبارزه‌های مسلحانه و اقدامات غیرخشونت‌آمیز پرداختند (نظیرانجمن مخدرات وطن).[۱۲]

زنان و فتح تهران در جنبش مشروطه[ویرایش]

در زمان فتح تهران توسط مجاهدین مشروطه ایستادگی و مبارزات یک زن در کنار دیگر مجاهدین نقطه عطفی در نقش زنان در این جنبش است. سردار بی بی مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهٔ سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.

به هر حال قانون اساسی مشروطه (۱۲۸۵) ایران برای زنان حقی قایل نشده بود و حتی زنان را درکنار مهجوران و مجرمان از حق رای محروم کرده بود.[۸]

دوران پهلوی[ویرایش]

در سال ۱۹۳۳، رضاشاه پهلوی پس از دیدار با مصطفی کمال آتاترک در ترکیه اقداماتی را به منظور بهبود موقعیت زنان آغاز کرد. او به مؤسسات آموزشی به ویژه دانشگاه تهران دستور داد که از دختران نیز ثبت نام به عمل آورند.[۱۳] در سال ۱۹۳۴ میلادی، رضاشاه دستور به کشف حجاب داد و چادر و روبنده را ممنوع کرد. اما از سوی دیگر سازمان‌های زنان مانند جمعیت نسوان وطنخواه تعطیل شدند و نشریات زنان بسته شد. به جای آنها کانون بانوان که میانه‌رو و خیریه‌ای بود تشکیل شد.[۱۴]

در سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۳ قانون مدنی ایران نیز تدوین شد. به موجب این قانون که -با چند اصلاح جزئی- اجرای آن تا به امروز ادامه یافته؛ میزان ارث فرزندان دختر نصف فرزندان پسر است و زنان از زمین ارث نمی‌برند.

روزنامه‌ای در مورد زنان در دوره محمدرضا پهلوی

در دوران محمدرضا پهلوی، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی به تصویب رسید و برای نخستین بار زنان حق رأی و نامزدی در انتخابات را به دست آوردند. اولین وکلای زن در مجلس شورای ملی ایران در سال ۱۹۶۳ در انتخابات سراسری رای آوردند و به مجلس راه یافتند.[۱۵] سازمان زنان ایران تشکیل شد و در اواخر دوره پهلوی مواردی از قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ تصویب گشت. در سال ۱۳۲۸ حدود ۸٪ زنان باسواد بودند، در سال ۱۳۴۵ ۱۸٪ باسوادی دیده می‌شد و در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۶٪ زنان ایران باسواد بودند اما این میزان باسوادی در شهرها و روستاها تفاوت زیادی داشت، ۹٪ زنان روستایی توانایی خواندن و نوشتن داشتند و حدود ۵۰٪ از زنان شهری. در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۵٪ دانشجویان مؤسسه‌های آموزش عالی را زنان تشکیل می‌دادند، در سال ۱۳۵۴ ۲۹٪ و در سال ۱۳۵۷ حدود ۳۸درصد دانشجویان دانشگاه‌های ایران زنان بودند.[۱۶] تحقیقات متعددی نشان می‌دهند با وجود افزایش باسوادی زنان، نگرش آنان نسبت به نقش سنتی و نیز جایگاه فرودست خود تغییری نکرده بود.[۱۷] درست قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷، ۱۵۰۰ زن در مقامهای ارشد مدیریتی در سطح کشور، ۲۲ زن در مجلس شورای ملی، ۵ شهردار، و ۳۳٪ کل مشاغل آموزش عالی ایران بر عهده زنان بود.[۱۵] در این دوران، دو زن (فرخ‌رو پارسا و مهناز افخمی) در مقام وزارت نیز خدمت نمودند. همچنین زنان بسیاری در گروه‌های سیاسی فعالیت می‌کردند که از بارزترین آنها می‌توان به اشرف دهقانی اشاره کرد.[۱۸]

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷[ویرایش]

زنان در ایران امروز

ایران در سال ۲۰۰۹ از نظر شاخص تبعیض جنسیتی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در میان ۱۳۴ کشور در ردیف ۱۲۸ قرار گرفت.[۱۹] ایران در سال ۲۰۰۷ از لحاظ شاخص GEM که مرتبط با میزان مشارکت زنان می‌باشد در رتبه ۸۷ از میان ۹۳ کشور محاسبه شده قرار داشت[۲۰] همچنین در سال ۲۰۰۶ ایران از نظر شاخص‌های توسعه مسایل زنان، در رتبه ۸۴ قرار داشت و میزان درآمد مردان به‌طور متوسط دو و نیم برابر زنان بود همچنین میزان بیکاری زنان در این سال ۱۷۰ درصد مردان بوده‌است.[۲۱]زنان بسیاری در انقلاب ۱۳۵۷ شرکت داشتند.[۱۸]

پس از انقلاب ۱۳۵۷، رعایت حجاب برای زنان اجباری شد. بر اساس قانون مجازات اسلامی، زنانی که حدود شرعی حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند، می‌توانند به هفتاد ضربه شلّاق یا شصت روز حبس تعزیری محکوم شوند.

پس از انقلاب، دبیرستان‌های دختران و پسران از یکدیگر جدا شد. پس از انقلاب اسلامی، بانوانی در منصب‌های دولتی حضور داشته و یا به عنوان نمایندگان مجلس برگزیده شده‌اند؛ با این حال زنان حق اشتغال در برخی امور مانند کافی‌شاپ‌ها وقهوه‌خانه‌ها را ندارند.[۲۲] از میان زنان که سهم بیشتری از قدرت و احترام را پس از انقلاب اسلامی داشته‌اند، می‌توان معصومه ابتکار، مرضیه دباغ، مرضیه وحید دستجردی، فائزه هاشمی و زهرا رهنورد را نام برد. معصومه ابتکار به عنوان معاون رئیس جمهور عضو کابینه دولت جمهوری اسلامی ایران بود. در همین دوران یک بانوی ایرانی (شیرین عبادی) اولین ایرانی برنده جایزه نوبل شد. بانوی ایرانی دیگری (انوشه انصاری)عنوان اولین فضانورد ایرانی را کسب کرد. بسیاری از بانوان ایران برنده جوایز مهم جهانی در زمینه سینما و هنر شدند. همچنین محموداحمدی نژاد برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران ۳ زن را برای تصدی مقام وزارت به مجلس معرفی کرد که فقط یکی از آنها (وزیر بهداشت) موفق به اخذ رای اعتماد شد.